اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٠١ - باب دوازدهم سختى گرفتارى مؤمن و علت آن و فضيلت بلا
وابسته بملاء اعلى و فرشتهها كه از آنها دريافت كنند، و وحى را بگيرند و او ٦ فرموده: دو چشمم بخوابند و دلم بيدار است، و فرمود: راستى من چون سازمان شما نيستم من شب گذرانم نزد پروردگارم، خوراكم دهد و نوشاندم، و فرمود: من آدمى نيستم ولى آدميم تا بروش من درآيند آدميان ديگر.
و گزارش داد كه راز و درون و جانش بر خلاف تن و برونش باشند و اينكه آفتها كه برونش را گيرند از ناتوانى، گرسنگى، خواب و بيدارى بدرونش راه ندارند، بخلاف ديگر آدميان از نظر درون، زيرا ديگرى چون خوابد خواب تن و روحش را فراگيرد ولى آن حضرت در خواب دلى فهمنده داشت مانند بيدارى خود، تا اين كه در روايتى آمده در خواب از حدث مصون بود چون دلش بيدار بود كه گفتيم.
و همچنان جز او چون گرسنه شود تنش ناتوان گردد، و نيرويش سست و همهاش بيهوده گردد و او ٦ گزارش داد كه اينها بدوزخ ندهند و او بر خلاف ديگرانست كه فرمود: من در سازمان شما نيستم، و همچنين گويم در باره همه اين احوال از رنج و بيمارى، جادو و خشم كه بدرون او راه نداشتم، و از زبان او چيزى كه او را نشايد شنيده نشده و نه از اندام ديگرش چنانچه بآدميان ديگر رخ ميدهد.
دنباله ايست: محقق طوسى «قده» در تجريد گفته: يك درد آورد نيست زشت كه تنها از ماها سر زند و يكى خوب كه از خدا تعالى و از ما هر دو، و خوبيش يا براى سزاى بدكاريست، يا سودى دارد و يا زيانى را بردارد كه فزونى دارد بر آن درد چون شيوه بر آن جاريست يا براى رفع زيانست.
و رواست كه در مورد سزا كيفر بدكارى باشد، و صرف لطف در درد آوردن مكلف براى حسن آن بس نيست، و اختيار دردناك در حال آن شرط حسن آن نيست، عوض سوديست براى پاداش بىبزرگداشت و احترام كه بر خدا بايست بشود در برابر دردها كه فرود آرد ببندهها، و در برابر تقويت منافع كسى براى مصلحت ديگرى و هم در برابر غمناك كردن مكلف و هر بنده ديگر، خواه باستناد علم بديهى باشد، يا علم