اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٧٩
درست از بدى و گناه را نفرت از هر سيئه بايست است و اهتمام بترك آن، و اين دو از كمال ايمانند.
٥٤- كتاب زيد زراد كه بامام صادق ٧ گفتم: ترسم ماها مؤمن نباشيم، و فرمود: براى چه؟ گفتم: چون ميان ماها كس نباشد كه برادرش نزد او عزيزتر باشد از پولش، و دريابم كه پول نزد ماها عزيزتر است از برادر هم كيش كه هر دو دوست پيرو امير مؤمنان هستيم.
فرمود: نه هرگز، شما مؤمن باشيد، ولى ايمانتان كامل نيست تا قائم ما خروج كند، آنگاه است كه خدا شما را هم آرمان كند و مؤمن كامل باشيد همه، و اگر در روى زمين مؤمنهاى كامل نباشند، در آن صورت خدا ماها را بسوى خود بالا برد، و شماها زمين را منكر باشيد، و هم آسمان را.
آرى بدان كه جانم بدست او است كه در اطراف زمين مؤمنان باشند كه همه دنيا در بر آنها ارزش بال پشهاى را ندارد، و اگر دنيا با همه آنچه در آنست و بر آنست، طلاى سرخ باشد و گردن بند يكى از آنها باشد و از گردنش بيفتد، توجه نكند كه چه بر گردن داشته، و چه از گردنش افتاده از بس نزد او خوار است.
آنانند كه زندگيشان نهانست، آواره اينجا و آنجاى زمينند، شكمشان از روزه به پشت چسبيده، لبهاشان از ذكر تسبيح پلاسيده ديدههاشان از گريه ژوليده، رنگ روشان از بىخوابى پريده.
اينست چهره و نمود آنان كه خدا را به انجيل براشان نمونه آورده، و در تورات و فرقان و صحف پيشين آنها را وصف كرده كه فرموده: (٢٩- الفتح) نشانه آنها در چهرههاشان از اثر سجده است، آنست نمونه آنها در تورات، و نمونهشان در انجيل مقصودش زردى رخهاشان بوده از بيخوابى شب.
آنانند برادران خوب در دشوارى و آسانى، بر خود پيش دارند ديگران را در دشوارى كه خدا آنها را وصف كرده و فرموده (٩- الحشر) و پيش دارند بر خود و گر