اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٤٧ - باب اول باب فضل ايمان و كليات شرايط آن
من در مجلس بودم از تفسير قول خدا عز و جل: هر كه حسنه آورده برابرش دارد (١٦٠- الانعام) آيا در كسانى كه امامت شما را نشناسند روا است؟ فرمود همانا ويژه مؤمنان است.
٩- و از همان: از يعقوب بن شعيب كه شنيدم ميفرمود: كسى را بر خدا پاداشى نباشد بر كردارى جز مؤمنان را.
١٠- و از همان: از امام ششم ٧ چون بنده مؤمن نيكى كند خدا چندان سازد كارش تا ٧٠٠ برابر كه فرمود و خدا فزايد براى هر كه خواهد.
١١- و از همان: از يكى از دو امام ٨ راستى نور مؤمن بدرخشد بر اهل آسمان چنانچه اختران بدرخشند براى اهل زمين و فرمود: راستى مؤمن ولى خدا است او را كمك كند و برايش بسازد و نگويد بر خدا جز حق و نه ترسد از جز او.
١٢- و فرمود: راستى دو مؤمن بهم برخورند و بهم دست دهند و پيوسته خدا رو بدانها دارد و گناهشان از رخسارشان فرو ريزد تا جدا شوند.
بيان: ولى خدا دوست و محبوب يا ياور دينش، در مصباح گفته ولى بمعنى سرپرست است و از آنست قول خدا در (٢٥٧- البقره): خدا ولى آنانست كه گرويدند.
او را كمك كند يعنى خدا كمك كند مؤمن را و بسازد كارهاى او را و نگويد:
مؤمن نگويد بر خدا جز حق، يعنى آنچه بداند حق است و نترسد از جز او، كه مرجع ضميرها از هم جدا است برخى بنده است و برخى خدا و روشنتر اين است كمك كند مؤمن بدين خدا و دوستانش و هر كارى براى او كند ...
١٣- الم- و من: از امام صادق ٧ كه كسى نتواند بژرف اوصاف خدا برسد و همچنين نتواند بژرف وصف رسول خدا برسد و همچنين نتواند بژرف وصف امام رسد و همچنين نتواند بژرف وصف مؤمن رسد.