اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٤٣ - باب اول باب فضل ايمان و كليات شرايط آن
خوب كردند و خريدند آخرت را بدنيا و كامجوشدند بزندگى هميشه و سعادت سرمديه و بهم سفارش كنند در باره حق پايدار انكار ناپذير عقيده باشد يا كردار و بهم سفارش كنند بشكيبائى از گناهان و بر طاعت و بر آسيبها.
در اكمال صدوق است از امام صادق ٧ كه عصر خروج امام قائم ٧ است و آدم زيانكار دشمنان ما باشند جز آنان كه گرويدند بآيات ما و كارهاى خوب كردند بهمراهان يا برادران خود بهم سفارش كردند در باره حق امامت و بهم سفارش كردند بشكيبائى در معاشرت مخالفان.
و بقول على بن ابراهيم جز آنان كه گرويدند بولايت امير مؤمنان و سفارش كردند بحق فرزندان خود و جانشينانشان بولايت ائمه و بهم سفارش كردند بدان و صبر كردند بر آن.
و در مجمع البيان (ج ١٠ ص ٥٣٦) از على ٧ و بروايت على بن ابراهيم از امام صادق ٧ كه پس از «لفى خسر» قرائت كرد نه و انه فيه الى آخر الدهر:
و راستى آدمى در آنست تا پايان روزگار.
اخبار باب ١- علل الشرائع (ج ٢ ص ٢١٩) بسندش از امام صادق ٧ كه همانا مؤمن را مؤمن ناميدند براى اينكه از طرف خدا امان ميدهد و امان او اجازه مىشود (يعنى ميتواند شفاعت گنهكار كند) بيان: يعنى دعا ميكند و شفاعت ميكند براى ديگرى در دنيا و آخرت و از او پذيرفته است و مقبول و بيايد كه همان مخصوص بشفاعت است.
٢- المحاسن (٣٢٩) بسندش از امام صادق ٧ كه بسنان بن طريف فرمود:
چرا مؤمن را مؤمن ناميدند؟ گويد: گفتم نميدانم جز اينكه ايمان دارد بدان چه از نزد خدا آمده فرمود: راست گفتى و چنين نيست كه مؤمن را مؤمن ناميدند گفتم:
پس چرا او را مؤمن ناميدند؟ فرمود: چون در روز قيامت از طرف خدا امان ميدهد