اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٧٤ - باب سوم در سرشت مؤمن و تولدش از كافر و بر عكس و برخى اخبار ميثاق زياده از آنچه در كتاب توحيد و عدل گذشته
دارد و با شعور است و اين خطاب در عالم امر است و چون ملك و ملكوت بخوبى با هم پيوستهاند و پايدارى عالم ملك بملكوتست روا باشد بستن ماده بدان گرچه عالم امر ماده ندارد و فراهم بودن همه در بر خدا براى اينست كه اجسام زمانيه با هم در عالم امر نمو دارند گرچه در عالم جدا و پهن و تدريجى باشند.
و بود آنها در عالم امر هستى ملكوتى ظلى است كه از وجود خلقى جسمانى بر گرفته شده و همان صورت دانش خدا است بدانها كه در حديث ديگر تعبير به ظلال شدند.
و فرمان خدا بآنها برفتن بهشت يا دوزخ راهنمائى آنها است براه هر دو وانگه توفيق يا خذلان وى در باره آنان و بسا مقصود از آتش افروخته همان تكاليف شرعيه و تحصيل شناخت دلگداز است كه سخت است انجام آن.
و بازگشت اصحاب شمال از راه اطاعت است كه در برابر غلبه شهوت خلاف و گناه زير بارش نروند چنانچه گويند «پروردگارا شقاوت ما بر ما چيره شد و بوديم مردمى گمراه ١٠٧- المؤمنون»- پايان.
و بسا پديد آوردن اين تاويلها در اخبار گستاخى باشد بر خدا و رسولش و امامان نيك : جز كه از راه احتمال باشد پس از درستى مقدماتى كه پايه اين سخنها است و برهان تعيينى ندارند بلكه برخى از آنها مخالف مقررات دين مبين است.
١٦- در كافى (ج ٢ ص ٧): بسندش از امام صادق ٧ كه چون خدا عز و جل خواست آدم را آفريند آب را بر خاك روان كرد و سپس مشتى از آن بر گرفت و آن را ماليد وانگه بدست خود او پخش كرد و آنگه در پاشيد و بناگاه بجنبش در آمدند و آنگه آتشى براشان بر آورد و اهل شمال را فرمود: در آن در آيند و بسوى آن شدند و از آن هراس كردند و در آن در نيامدند و آنگه بدست راستيها فرمود: در آن در آيند و رفتند و در آمدند و خدا بآتش فرمان داد تا بر آنها سرد و سلامت شد، و چون دست چپيها آن را ديدند گفتند پروردگارا بازگشت ده ما را و خدا آنها را باز گرداند بفرمانش