اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١١٢ - باب چهارم فطرت خدا سبحانه و رنگ آميزى او
همه جهان ساخته و پرداخته خداى سبحانست و هر كس بدانها نگرد كه كار خدايند و دوستشان دارد كه كار خدايند. نظرى بجز بر خدا ندارد و شناختى جز از او ندارد و دوستى جز او ندارد، و او است يگانه پرست درستى كه نبيند جز خدا، و بلكه خود را هم نبيند كه خود است و خود را بنده خدا بيند و اينست كه بمقام فناء در خدا رسيده و در يكتاپرستى اندر است وجودى ندارد و بگفته آن عارف ما خود بوديم و از خود گذشتيم و ديگر ما نيستيم.
اينها اموريست نزد دلهاى بينا دانسته، و دشوار است براى ناتوانى فهمها از دريافت و كم توانى دانشمندان از روشن ساختن و بيان آن كه عبارت بدان نرسد و بخود اندرند و پندارند كه بيانش براى ديگران سودى ندارد. اينست مايه كوتاهى فهم عموم از شناخت خدا، و بدان پيوسته كه همه مدركاتى كه گواه بر هستى خدايند همانا هر آدمى در كودكى و بيخردى آنها را خرده خرده دريابد كه اندر شهوت خود افتاده و بديدنيهاى مادى همدم شده و از ديده او بحساب يك پديده الهى در افتادند، از اين رو چون بناگاه جانورى غريب يا پديده خارق عادت و عجيب بيند زبان شناخت او باز شود و گويد (سبحان اللَّه) با اينكه در شبانه روز خود را و اندامش را و جانداران همدم را كه گواهان قطعى خدايند بيند و از انس بدانها گواهى آنها را در نيابد.
اگر فرض شود كور مادرزادى ببلوغ و عقل رسد وانگه پرده از چشمش برداشته شود و ديده بآسمان و زمين و درختها و گياهها و جانور يكباره و بناگهان اندازد خردش خيره گردد و در شگفت اندر شود از گواهى اين عجايب بر آفريدگار خود.
و اين و نمونه ديگر موانع شناخت خدا، باندر شدن در شهوات كه پرتو انوار معرفت را بر خلق مىبندد و از شناورى آنها درياهاى پهناور معرفت جلوگيرند كه خواستنى باشند كار را پيچيده كرده و سد راه معرفت شده و بايد تحقيق كرد و از اين رو گفته شده:
|
آشكارى و نهان بر كس نئى |
جز بكورى كو نبيند ماه را |
|