اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٤٠
خود نستاند.
و باسنادش از امام صادق ٧ كه رسول خدا ٦ فرمود: هر كه را گناهش بد آيد و حسنهاش خوش آيد او مؤمن باشد.
و باسنادش از حبيب واسطى از امام ششم ٧ كه چه زشت است بر شخص مؤمن گردنى كه او را خوار و بىمقدار دارد.
و باسنادش از حسين بن عمرو از امام صادق ٧ كه مؤمن سختتر است از پارههاى آهن كه چون بآتش تافته شوند دگرگون گردند، و مؤمن اگر كشته شود وانگه زنده گردد باز كشته شود دگرگون نگردد.
بيان: در قاموس گفته: زبره پارهاى آهن است و زبر و زبر جمع آنست و نادگرگونى او اينست كه عقايدى كه در دل دارد دگرگون نشوند.
٣٥- صفات الشيعه باسنادش از مفضل كه امام صادق (ع) فرمود: راستى خدا تبارك و تعالى مؤمنان را از يك اصل آفريده و بيگانهها در آنها در نيايند، و از آنها كسى بدر نشود، نمونهشان بخدا نمونه سر است از تن، و نمونه انگشتان در مشت انسان، هر كه را ديديد از آن جدا است بطور قطع گواه دهيد كه بىعقيده و مخالف است.
بيان: نمونه آنها يعنى سزا است كه هر مؤمنى براى ديگر مؤمنان چون سر باشد از تن در پيوست و در يارى يك ديگر و توجه مؤمنان بهمدگر.
٣٦- صفات الشيعه: باسنادش از محمد بن سليمان ديلمى از امام صادق ٧ كه فرمود: زمستان بهار مؤمن است كه شبش بلند است، و كمك گيرد از آن براى شب زنده دارى بعبادت.
و باسنادش از سعيد بن غزوان كه امام صادق ٧ فرمود: مؤمن نميباشد روزى بسته (و در نسخهاى گزافه گو و گزافه كار).
و باسنادش از صالح بن ميثم از امام صادق ٧ كه سه تا است هر كه در او باشند خصال ايمانش كامل باشند، هر كه بر ستم شكيبا است و خشم خود را فرو خورد، و