اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٥٦ - باب دوم در اينكه مؤمن بنور خدا مينگرد بهر چيز و در اينكه خدايش از نور خود آفريده
باب دوم در اينكه مؤمن بنور خدا مينگرد بهر چيز و در اينكه خدايش از نور خود آفريده
١- بصائر: ٧٩ بسندش از سليمان جعفرى كه نزد ابى الحسن ٧ بودم فرمود:
اى سليمان از فراست مؤمن بپرهيز كه او بنور خدا مينگرد، خاموش ماندم تا در تنهائى او را يافتم و گفتم: قربانت شنيدمت ميفرمودى: بپرهيز از فراست مؤمن كه بنور خدا مينگرد، فرمود: آرى اى سليمان راستش خدا مؤمن را از نور خود آفريده و در رحمتش فرو برده و پيمان ولايت ما را از آنها گرفته، مؤمن برادر پدر و مادرى مؤمن است پدرش نور است و مادرش رحمت و همانا بوسيله نورى كه از آن آفريده شده مينگرد.
بيان: فراست كامله از آن مؤمنهاى كامل است كه امامانند و هر كدام از مؤمنان و منافقان را شناسند از چهره آنان چنانچه در كتاب امامت گذشت و مؤمنان ديگر باندازه درجه ايمان خود فراست دارند.
مؤمن از نورش آفريده شده كه روح پاك روشن بنور خدا است يا از سرشت مخزون مناسب با سرشت امامان خود و فرو بردن در رحمت كنايه است از اينكه آنها را آماده مهرهاى مخصوص خود ساخته يا وابسته بروح پاكند كه جايگاه مهربانى است،