اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٤٨ - باب اول باب فضل ايمان و كليات شرايط آن
١٤- و از همان: از امام صادق ٧ كه خدا ميفرمايد: هر كس بدوست من اهانت كند در كمين نبرد با من در آمده و من شتابانتر هر چيزم براى يارى دوستانم و ترديد ندارم در چيزى كه كنم چون ترديدم در مرگ بنده مؤمنم كه ملاقات او را خواهانم و او مرگ را نخواهد و آن را از او بگردانم و راستى كه او از من خواهش كند منش ببخشم و راستى كه او مرا بخواند منش اجابت كنم و اگر در دنيا جز يك بنده مؤمن نباشد بدو بىنيازم از همه آفريدههايم و از ايمانش برايش همدمى سازم كه از كسى هراس نكند.
١٥- و از همان: از ابى جعفر ٧ كه اگر گناهان مؤمن مانند ريگ تپه عالج و مانند كف دريا باشد خدا او را بيامرزد پس دليرى نكنيد.
بيان: دلالت دارد كه مراد مؤمن كامل نيست چون كمال ايمان با اين همه گناه فراهم نشود و اينكه دليرى نكنيد يا براى اينست كه كمتر مىشود ايمان باصرار بر گناه بسيار بماند يا براى اينكه آمرزش و بىكيفرى منافات ندارند با فرو شدن درجات و از دست شدن سعادات.
١٦- المؤمن: از امام صادق ٧ جان دهد مؤمن و همه گناهانش آمرزيده باشد بخدا سوگند.
١٧- و از همان. از آن حضرت ٧ كه چون مؤمن دعا كند خدا پذيرا باشد من از شگفتى ديده بدو دوختم و فرمود: خدا براى خلقش وسعت دهنده است.
١٨- و از همان: بسندى كه فرمود: چون مؤمن بميرد و فرشتهاش بالا روند و گويند پروردگارا فلانى مرد و فرمايد فرو شويد و نماز بخوانيد بر سر گورش و مرا تكبير گوئيد تا قيامت و ثواب كار خود را برايش بنگاريد.
١٩- و از همان: كه امام صادق ٧ فرمود: راى مؤمن و خواب ديدنش ١/ ٧٠٠ جزء نبوتست و ببرخى ١/ ٣ دادند.
بيان: يعنى ببرخى مؤمنان كامل ١/ ٣ راى و رؤيا دادند يا هر دو را.