اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٣ - باب اول باب فضل ايمان و كليات شرايط آن
گويم: مانند اين آيه در سوره بقره گذشت آيه (٦٢) پس هر كه گرويد (٤٨- الانعام) و باور كرد رسولان را و به شد و در دنيا كار خوب كرد نه ترسى دارد از عذاب و نه اندوه خورد بفوت ثواب.
ميگروند بدو (٩٢- الانعام) كه قرآنست و بر نماز خود نگهبانند چه هر كه آخرت را باور دارد از عاقبت ترسد و از ترس انديشد تا بدان گرود و فرمان برد و نام نماز را برده چون ستون دين و پرچم ايمانست.
راستى در آن (٩٩- الانعام) فرو آوردن باران و روياندن گياهها و درختها و ميوهها نشانهها است بر هستى صانع دانا و حكيم و توانا كه آن را اندازه گيرد و تدبير كند و از حالى بحالى بگرداند براى مردمى كه باور ميدارند و از آن بهرمند ميشوند.
آيا كسى كه مرده است (١٢٢- الانعام) بقولى يعنى كافر و زندهاش ساختيم و او را با ايمان رهنموديم و همانا كافر را مرده ناميده زيرا از زندگيش سودى نبرد و بديگرى سودى ندهد و از مرده بدتر باشد و مؤمن را زنده ناميده زيرا براى خود و ديگرى بهى و سود دارد، و بقولى يعنى نطفه بيجان بود و او را آدمى زنده كرديم و نورى برايش ساختيم كه با آن ميان مردم راه رود كه بقولى دانش و حكمت است زيرا دانش رهنمايد مانند روشنى در راهها يا مقصود قرآن و ايمانست و منظور از ظلمات كفر است.
و قرآن و ايمان و دانش را نور گفته چون مردم بدانها بينا شوند و از ظلمت كفر و سرگردانى گمراهى براه آيند زيرا كافر راه بر نيست و بينا بكار خود نباشد و از اين رو نابينا ناميده شود و چنين آراسته شده براى كفار كردارشان بقول حسن شيطان و نفسشان آن را آراسته براشان.
و در كافى از امام باقر ٧ مرده هيچ ندانست و نور راه امام و آنكه در ظلمت است امام نشناس.
و در تفسير عياشى (ج ١ ص ٣٥٧) مرده آنكه امامت را نداند و نور ساخته