اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٤ - باب اول باب فضل ايمان و كليات شرايط آن
امامى كه پيرو او باشد يعنى على ٧ و آنكه در ظلماتست- با دست اشاره كرد- يعنى اين مردمى كه چيزى نشناسند.
در مناقب از امام صادق ٧ كه مرده بود جدا از ما و زندهاش كرديم بهمراه خود.
و على بن ابراهيم گفت (ص ٢٠٣ تفسيرش) نادان بحق بود و ولايت و او راهنموديم بسوى خود و نور ولايت امامانست و ظلمات پيروى ديگران.
در مجمع (ج ٤ ص ٣٥٩) از امام باقر ٧ كه در باره عمار ياسر و ابو جهل نازل شده.
و اين راه پروردگار تو است (١٢٢- الانعام) بقولى روش او در رهنمائى و بخود واگذارى و بقولى اسلام و قرآن كه راستا است و كجى ندارد ...
و راستى اينست راه من (١٥٣- الانعام) كه بايد پيرو آن بود و بقولى اشاره بهمه سوره است كه در اثبات توحيد و نبوت و بيان شريعت است و از هر راهى پيروى نكنيد كه كيشهاى گوناگونند و هوسهاى جدا جدا ... در روضة الواعظين است از پيغمبر ٦ كه از خدا خواستم آن را راه على سازد و پذيرفت.
عياشى از امام باقر ٧ آورده كه به بريد عجلى فرمود ميدانى منظور از «راه من راستا» چيست؟ گفتم: نه، فرمود ولايت على و اوصياء است. فرمود: و ميدانى از اينكه پيروى هر راهى نكنيد يعنى چه؟ گفتم: نه، فرمود ولايت فلان و فلان، فرمود ميدانى جدا شدن از راه چيست؟ گفتم: نه، فرمود: يعنى از راه على ٧.
و آيا چشم براهند و انتظارى ندارند جز اينكه فرشتهها نزدشان آيند و جانشان بگيرند يا عذابشان دهند يا پروردگارت آيد و فرمان كيفر آنها رسد يا برخى آيات پروردگارت در رسد. در احتجاج در معنى آيه از على ٧ است كه خدا پيغمبر ما گفته دورويان و مشركان جز اين انتظار را دارند كه فرشتهها را بچشم ببينند يا فرمان پروردگارت بدانها رسد بيواسطه و آيات عذاب دنيويست كه امتهاى گذشته دچارش شدند.