اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٢٨ - باب هشتم در كمى شمار مؤمنان و اينكه نبايد از كمى خود هراس كنند و همدمى مؤمنان با همديگر
٤- كافى (ج ٢ ص ٢٤٢) بسندش از كامل خرما فروش كه شنيدم ابى جعفر ٧ سه بار فرمود: مردم همه بهائمند جز اندكى مؤمن، و سه بار فرمود: مؤمن غريب است.
بيان: يعنى مردم همه در كم خردى و درك حق و شهوتپرستى و سستى خرد چون بهيمهاند كه خدا هم فرموده (نيستند آنان جز چهار پايان بلكه گمراهتر) ..
مؤمن غريب است: زيرا كمتر مانند خود را بيند و بدو آرامد و چون آواره است ميان مردم كه از خاندان و وطن و ديارش دور است ..
٥- كافى بسندش از ابن رئاب كه شنيدم امام صادق ٧ ميفرمود بابى بصير كه:
بخدا اگر من سه مؤمن چون شما يافتم كه حديثم را نهان دارند از دشمن، روا ندانستم حديثى را نگفته گزارم و نهان دارم.
بيان: دلالت دارد كه مؤمن كامل راز دارشان كم بوده و از بيشتر شيعه هم چون مخالفان خود تقيه ميكردند، زيرا گفته آنها را فاش ميكردند و بگوش خلفاء جور ميرسيد و از آنان زيانمند ميشدند يا بكمخردان ميرسيد و نميتوانستند بفهمند و گمراه ميشدند.
شمار سه براى اينست كه يكى و دوتا نتوانند راز را در دل نهان داشت و سه تن ميتوانند با هم انجمن كنند و همدم شوند و راز را بهم بگويند و سينه را سبك سازند و نهان داشتن بر آنها آسان گردد چنانچه آزمايش شده.
٦- كافى بسندش از سدير صيرفى كه نزد امام صادق ٧ گفتم: خانهنشينى برايت روا نيست. فرمود: چرا اى سدير؟ گفتم: چون دوستان و شيعه و يارانت بسيارند، بخدا اگر امير مؤمنان ٧ اين همه شيعه و ياور و دوست كه دارى ميداشت تيم وعدى در حق او طمع نميكردند. فرمود: اى سدير بسا كه بچه شمارى برسند؟ گفتم صد هزار، فرمود: صد هزار گفتم آرى بلكه ٢٠٠ هزار، فرمود: ٢٠٠ هزار؟ گفتم:
آرى و نيمى از دنيا، گويد: امام خاموش شد وانگه فرمود: بر تو آسانست كه با ما