اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٣٧
عذاب كشند.
رسول خدا ٦ فرمود: تو براستى مؤمنى، خدا دلت را بنور ايمان روشن كرده، خوب برجا و پايدار باش گفت: يا رسول اللَّه من بر خود از هيچ چيز ترساتر نيستم از چشم، رسول خدا ٦ دعا كرد و ديدش از چشمش رفت و نابينا شد.
٢٦- معانى الاخبار (ص ١٨٩) بسندش از امام باقر ٧ كه كسى از شما بحقيقت ايمان نرسد تا در او سه خصلت باشد: مرگ را دوستتر از زندگى دارد، و ندارى را بيشتر از توانگرى دوست دارد، و بيمارى دوستتر باشد نزد او از تندرستى.
گفتيم: چه كسى چنين باشد؟ فرمود همه شماها، وانگه فرمود: كدام شماها دوستتر دارد در دوستى ما بميرد يا در دشمنى ما زنده ماند؟ گفتيم: بخدا در دوستى شما بميرم دوستتر داريم، فرمود: بهمين معنا است دوستتر داشتن ندارى و توانگرى و بيمارى و تندرستى، گفتم: آرى بخدا.
٢٧- محاسن (ص ٢٥) بسندش از امام باقر ٧ كه بندهاى حقيقت ايمان را بكمال نرساند تا در او سه خصلت باشد: مسأله دانى و فهم مسائل در دين، و خوب اندازه گرفتن زندگانى، و صبر بر مصائب و پيشامدهاى بد.
٢٨- محاسن (ص ٦) بسندش از فاطمه بنت الحسين ٧ كه رسول خدا ٦ فرمود: هر كه سه خصلت را دارد خصال ايمان را كامل كرده: آنكه چون پسندد خشنود شود پسندش او را در باطل و بيهوده نكشاند و چون خشم كند خشمش او را از حق وانرهاند و چون توانا شد دست نيازد بدان چه حق ندارد.
در كافى (ج ٢ ص ٢٣٩) بسندش مانندش آمده.
در خصال (ج ١ ص ٥٢) بسندش از امام حسين ٧ مانندش آمده.
بيان: ظاهر اينست كه سند روايت محاسن افتاده دارد زيرا شناخته نيست كه فاطمه بنت الحسين ٧ از پيغمبر ٦ روايت كرده باشد بلكه او را درك كرده باشد و گويا فاطمه از پدرش روايت كرده چنانچه در خصال است.