اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٧٥
كند تا بداند گوش بسخن خوب ندهد تا بدان ببالد، و نگويدش تا زور بديگرى كند، اگر باو ستم شود صبر كند تا خدا باشد كه برايش كين كشد.
نفسش از او در رنج است، و مردم از او در آسايش، خود را رنج دهد براى ديگر سرا، و آسوده دارد مردم را از خويش، دورى گزيند از ناخواهى و براى پاكى و نزديكى او بهر كه باشد نرمشى و مهربانيست، دوريش تكبر و بزرگى كردن نيست، نزديكش نيرنگ و هرزگى نه.
بلكه پيروى كند از هر كه پيش از او اهل خير بوده، و پيشواى آيندهها باشد از نيكخواهان.
گفت: همام نعرهاى زد كه جانش با آن در آمد، و امير مؤمنان ٧ فرمود:
هلا بخدا كه من از اين بر او ترسان بودم، و فرمود: او را آماده كردند و بر او نماز خواند و فرمود: پندهاى رسا چنين كنند با اهل آنها.
يكى گفت: خودت را چه شود يا امير مؤمنان (كه زنده ماندى) فرمود:
واى بر تو هر كس را اجلى باشد كه از آن نگذرد، و سببى كه از آن تجاوز نكند، آرام باش، بازگو مكن زيرا جز اين نيست كه شيطان اين گفتار را بزبانت دميد.
در كتاب سليم بن قيس هلالى مانندش آمده.
توضيح: همانا ذكر اين خطبه شريفه را دوباره كرديم تا از دست خواننده كتاب نرود سودهاى خاص هر روايت آن با اينكه چون مشك هر چه تكرار شود بويا باشد.
بدان چه از خويشى با پيغمبر مخصوص تو ساخت و بتو داد از مقام وصايت و خلافت و آنچه تو را بخشيد از سوابق و مناقب و بتو داد از علم و قرب و اخلاق گزيده و با همه آنها.
لما معنى استثناء دارد يعنى بهر حال خواهان وصف آنهايم جز حال وصف كردن آنها، و سخن در باره تفسير گناه آدم و حوا گذشته و يادآوريش در اينجا براى بيان