اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٧٦
فضيلت تقوى و نكوهش بىتقوائى است.
فتعبوا: يعنى دست از دنيا تكاندند و بكار ديگر سرا پرداختند، بنقل لغت از نهايه.
و بسا كه از هب باشد يعنى بيدار شدند از خواب غفلت و شتاب كردند در طاعت يا پوسيد تنهاى آنها در عبادت (بنقل لغت از قاموس).
و در يك نسخه فبهتوا يعنى خيره و سرگردان شدند از ملاحظه عظمت خدا سبحانه يا اينكه مردم آنها را چنين پندارند چنانچه خواهد آمد.
مئونه آنها از دنيا بزرگ است: مئونه: ثقل، قوت، رنج و سختى را گويند (پس از سخن از جوهرى در ماده لغت مئونه گويد).
و من گويم: اين عبارت چند توجيه دارد:
١- رنج و سختى آنها براى ترك دنيا و مجاهده با نفس سركش خود در روگردانى از آن بزرگ است.
٢- روزى بر آنها تنگ است، چون از حرام روگردانند و از شبهه، و در آمد حلال اندك است با اينكه اولياء خدا بيشتر دچار نداريند و عظيمه بمعنى شدت است يا مئونه بمعنى رنج.
٣- قوتى كه در دنيا بدست آرند بزرگ شمارند و شكر گزارند گرچه اندك باشد.
٤- چون بر نانخوران و خويشان و فقراء پر هزينه دهند و پذيرائى كنند خرج آنها بسيار است.
٥- گرفتاريشان براى معاشرت با مردم و دشمنان بيش و عدم و همكيش اندك بزرگ است.
٦- آنچه پدرم (قده) گفته: كه مقصود از مئونه آنها زاد راه آخرت آنها است از طاعات و قربات و صدقات، و مقصود اينست كه بهره بزرگى از دنيا براى ديگر