اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٥٩ - باب دوازدهم سختى گرفتارى مؤمن و علت آن و فضيلت بلا
بامتهاى پيشين و نپذيرفتند و بآنها فقر و سختى و بيماريها و دردها داديم. بقول ابن عباس تا زارى كنند بدرگاه ما چرا زارى نكردند از سختى و شكنجه ما و دلشان سخت شد و پند نپذيرفتند و آراست شيطان برايشان بوسوسه و فريب گناه ...
و چون فراموش كردند يادآورى را و وانهادند پند را بآنها داديم هر نعمت و بركتى از آسمان و زمين، و مقصود اينست كه خدا آنها را بسختى آزمود تا زارى كنند و باز گردند و چون نكردند بآنها نعمت و روزى فراوان داد تا بنعمت آخرت رو كنند تا چون شاد شدند بدان نعمت و بلذت اندر شدند و آن را از خدا ندانستند تا شكر كنند بناگاه آنها را برگرفتيم و نوميد شدند از نجات و رحمت.
و از پيغمبر ٦ روايت است كه چون بينى خدا در گنهكارى ببخشد اين براى غافلگيرى است وانگه اين آيه را خواند، و مانند آن از امير المؤمنين روايت است كه اى آدميزاده چون ديدى پروردگارت پياپى بتو نعمت دهد از او حذر كن پايان.
و از آيات برآيد كه بلاها و مصائب نعمت خدايند براى پند گرفتن و يادآورى و ترك گناهان چنانچه امير مؤمنان ٧ فرمود: اگر مردم هنگام ديدن بلا و زوال نعمت با دل درست بخداى خود پناه ميبردند هر چه از دست رفته بود بدانها بر ميگردانيد و هر فاسدى را براشان به مينمود.
و دلالت دارد كه نعمت پياپى بر بنده براى غافلگير كردن او است و هم رفع بلا از او بحسب غالب چنانچه على بن ابراهيم گفته: شايد زارى كنند و چون زارى بدرگاه خدا نكنند خدا در دنيا را بر آنها گشايد و توانگرشان كند براى بد كارى و چون نوميد گردند و اينست گفته خدا در مناجات موسى ٧ كه بسند پدرم از امام صادق ٧ رسيده كه خدا در مناجات موسى ٧ فرمود: اى موسى چون ديدى ندارى رو آورد بگو خوش آمد روش نيكان و چون ديدى توانگرى رو آورد بگو كيفر گناهى است شتاب كرده، كه خدا در اين دنيا بكسى گشايش ندهد جز بسزاى گناهى كه آن گناه را فراموشش كند و از آن توبه نكند و اقبال دنيا بر او كيفر گناهان