اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٩٨
ديگران با دريافت بهره خود.
و هلع: بدترين بىتابى در برابر ناگوارى و حرص بر مال و بىشكيبائى بر مصائب.
نامتكلف آنكه متعرض شود بدان چه سودش ندارد و بدو پيوندى ندارد و بقول جوهرى ارتكاب با سختى است.
و نامتعمق كه كار دنيا را پر وارسى و ژرفكاوى نكند، و بقولى پرگوئى و سخن آرائى ننمايد و بسا مقصود ژرفكاوى نكردن در معارف الهيه است كه آنهم غدقن است براى اينكه خرد آدمى بدانها رسا نيست چنانچه از كتاب توحيد گذشت با سند صحيح كه پرسش شد امام سجاد (ع) از توحيد و يكتاشناسى فرمود: خدا عز و جل دانست كه در آخر الزمان مردمانى آيند ژرفكاو و فرو فرستاده قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ و آيههاى سوره الحديد را تا «عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ» و هر كه واپس آنها را خواهد هلاك و گمراه گردد (رجوع كن به ج ٣ ص ٢٦٣ اين چاپ).
خوش ستيزه اگرش نياز به ستيزه و كشمكش يابد بخوشى باشد و از حد بدر نبرد.
كريم المراجعه گذشت كه مراجعه او در پرسش براى فهم است و در اينجا آن را ارجمند وصف كرده كه در نهايت نرمش و حسن ادب انجام شود، و بقولى در اين جا مقصود برگشت از گناه و اشتباه و خطا است.
داد دهد در خشم، و خشم او مايه ستم بر كسى كه بر او خشم دارد نشود.
نرمش دارد اگر جويد چيزى را از كسى چه حق داشته باشد و يا نه، و بسا مقصود اينست كه اگر كسى رفاقت او را خواهد با نرمى رفيق او شود، يا اگر كسى طلبش را از او خواهد بنرمى پاسخ دهد.
تهور ندارد، و افراط در دليرى ننمايد كه مذموم است و بقول قاموس تهور بيباكى و پردهدريست كه گذشت و براى تأكيد است، يا مقصود در اينجا هتك عورت