اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٩٢
هوا و هوس، سخت نگيرد بر زير دست، اندر نشود در آنچه سودش ندهد، ياور دين است، و حامى مؤمنين، پناه مسلمين، ستايش بگوش او ننشيند و آن را بدرد، و طمع دلش را سوراخ نكند و در آن نرود، بازى در داوريش اثر ندارد، و نادان بر دانش او آگاه نشود.
پر گفتار با كردار است، داناى عاقبت سنج است، نه هرزه است و نه تند، بچسبد بىزور، بخشنده است بىاسراف، نه فريبكار است و نه پر نيرنگ، نه دنبال كسى گيرد و نه آدمى را بترساند، بمردم مهربانست، و در زمين كوشا، يار ناتوان است، دادرس بيچاره، نه پردهاى درد، و نه رازى فاش كند، پر بلا بيند و كم شكوه كند، اگر خيرى بيند بياد دارد و اگر بدى بيند بخاك سپارد، عيب پوشد و عيب نگهدارد، از لغزش گذشت كند و از آن بگذرد و آن را ببخشد.
بر اندرزى دست نيابد كه آن را واگذارد، هر نمود ستمى را بىاصلاح واننهد، امين پايدار، پرهيزكار، پاك ورزيده، پسنديده، عذر پذير، خوش نام، خوشبين بمردم، و تهمت زن بخويش، دوستى كند در راه خدا از روى فهم و دانش، و بپرد از هر چه در راه خدا با عاقبت انديشى و تصميم، هيچ شادى او را از جا نكند، و هيچ خوشى او را تند نكند.
يادآور بدانا است، و آموزنده بشاگرد، بد كردارى از او توقع نرود، و از حيلهگرى او ترسى نباشد هر كوشش را از كوشش خود پاكتر داند، و هر نفسى را از نفس خويش صالحتر، داناى عيب خويش است و گرفتار غم خود، اعتماد ندارد جز به پروردگارش، با نزديكى بمردم تنها اندوهناك است.
در راه خدا دوستى كند، و در راه خدا جهاد كند تا رضاى او جويد، خودش براى خود كين نكشد، و پياپى خود را در خشم پروردگارش نيندازد، همنشين درويشان است، و يار و دوست راستگويان، و پشتوانه حقجويان، كمك كار خويشان، پدر يتيمان، شوهر بيوه زنان، مهرورز با مستمندان، اميد هر بد آمد، اميد هر پيشامد