ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى - فيض كاشانى - الصفحة ٥٥ - مقاله اولى در بيان شمهاى از حقيقت حال علم و علما
|
رگ رگ است اين آب شيرين آب شور |
در خلايق مىرود تا نفخ صور |
|
و بالجمله علما سه طايفهاند: يكى آنانند كه علم ظاهر دانند و بس، و ايشان مانند چراغند كه خود را سوزند و ديگران را افروزند، و اين طايفه كم است كه از محبت دنيا خالى باشند، بلكه دين را به دنيا بفروشند، چرا كه ايشان نه دنيا را شناخته و نه آخرت را دانستهاند، چه اين هر دو نشأت را به علم باطن توان شناخت نه ظاهر.
هر آينه اين قوم را صلاحيت رهبرى [خلايق] بحق نيست و ايشانند كه ارباب عمايمند و اكثرشان با فقدان صلاحيت قايمند و در ظلمات غوايت و ضلالت هايمند، و غالب آنست كه عوام بديشان مهتدى مىشوند و از ايشان بالعرض منتفع مىگردند، چنانكه حديث «ان اللّه يؤيد هذا الدين بالرجل الفاجر»[١] اشاره بدان نموده.
و گاه باشد كه در ميان ايشان كسى يافت شود كه به پاكيزگى طينت و صفاى سريرت متصف باشد و بحق رهبرى عوام تواند كرد، و بدان مثاب و ما جور تواند بود و لاغرو.
دويم آنانند كه علم باطن دانند و بس، و ايشان مانند ستارهاند كه روشنائى آن از حوالى خودش تجاوز نكند، و از اين طايفه نيز رهبرى نيايد مگر كم، چرا كه بيش از گليم خود از آب بيرون نتوانند كشيد، به جهت آنكه علم باطن بىظاهر، سعت و احاطت نتواند داشت و به كمال نتواند رسيد.
سيوم آنانند كه هم علم ظاهر دانند و هم علم باطن، و مثل ايشان مثل
[١] - صحيح البخارى كتاب الجهاد حديث ١٨٢، كتاب المغازى حديث ٣٨ صحيح مسلم كتاب الايمان حديث ١٧٨، مسند احمد ج ٢ ص ٣٠٩[ ليؤيد].