ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى - فيض كاشانى - الصفحة ٢٤٥ - زلف
كائنات و كثرات حجاب ذات و نقاب وجه واحد حقيقى است، و از اينجاست كه از عدم انحصار موجودات و كثرات تعيّنات به درازى زلف و عدم انتهاى آن تعبير مىنمايند.
|
هر آن چيزى كه در عالم عيان است |
چو عكسى ز آفتاب آن جهان است |
|
|
جهان چون خط و خال و چشم و ابروست |
كه هر چيزى به جاى خويش نيكوست |
|
\*\*\*
|
تجلى گه جمال و گه جلال است |
رخ و زلف آن معانى را مثال است |
|
|
صفات حق تعالى لطف و قهر است |
رخ و زلف بتان را ز آن دو بهر است |
|
|
چو محسوس آمد اين الفاظ مسموع |
نخست از بهر محسوس است موضوع |
|
|
ندارد عالم معنى نهايت |
كجا بيند مر او را لفظ غايت |
|
|
هر آن معنى كه شد از ذوق پيدا |
كجا تعبير لفظى يابد آن را[١] |
|
|
چو اهل دل كند تفسير معنى |
به مانندى كند تعبير معنى |
|
|
كه محسوسات از آن عالم چو سايه است |
كه اين چون طفل و آن مانند دايه است |
|
|
ولى تشبيه كلّى نيست ممكن |
ز جستجوى آن مىباش ساكن[٢] |
|
|
نظر كن در معانى سوى غايت |
لوازم را يكايك كن رعايت |
|
|
بوجه خاص از آن تشبيه مىكن |
ز ديگر وجهها تنزيه مىكن |
|
از تضاد و تخالف اسماء و صفات در عالم ظهور به كجى زلف و پيچش آن اشاره كنند كه بر استوا و اعتدال امتداد قد و قامت حضرت الوهيّت است كه برزخ ميان وجوب و امكان است.
[١] - در نسخه خطى ديگر آمده« كجا تغيير لفظى يابد او را( ف).
[٢] - در نسخه خطى ديگر آمده« او»( ف).