ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى - فيض كاشانى - الصفحة ١٤١ - متن رساله راه صواب
آن چرا كرده و آن چرا گفت! و چون مؤمنى صادق مىشنيد و باز مىگفت، مىآمدند و سوگند مىخوردند و عذر مىگفتند تا حق تعالى اين آيه فرستاد «لا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ»[١] عذر مياوريد كه شما بعد از ايمان كافر شديد.
شرط سيم: آن است كه طبع و هوى (او) را مانع گرويدن به زبان و گردن نهادن به ظاهر نسازد، و به حق اعتراف كند. يعنى بعد از آنكه به دل اعتقاد كرده باشد، به زبان نيز اقرار كند و اين مرتبه سيم است از ايمان. و كفرى كه به ازاء اين مرتبه است، حجودى خوانند و آن، آن است كه حق را دانسته بپوشد و انكار كند به جهت حسد و استكبار، يا براى تعصب كبار، پس هر چه موافق هوى و مراد او باشد يا موافق علم و اعتقاد كه از علما و شيوخ خود شنيده باشند باور كند، و گردن نهد، و هر آنچه موافق آنها نباشد باور نكند، و اين صفت جهودان است كه گفتند: آنچه موافق اعتقاد ما است كه از شيوخ خود شنيدهايم باور مىكنيم چنانچه حق تعالى مىفرمايد در حق ايشان «وَ يَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًا أُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ حَقًّا»[٢] يعنى مىخواهند كه ميان كفر و ايمان از خود راهى ديگر بنهند و بگيرند و راهى ديگر نتوان نهاد و نتوان گرفت كه يا كفر باشد و يا اسلام و هر كه به يك فرمان خدا كافر شد، به همه كافر شد.
و جاى ديگرى مىفرمايد «أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يُرَدُّونَ إِلى أَشَدِّ الْعَذابِ»[٣] يعنى شما اى خوانندگان كتاب هر آنچه مطابق علم و اعتقاد
[١] - توبه/ ٦٦.
[٢] - نساء/ ١٥٠.
[٣] - بقره/ ٨٥.