عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٧٨ - اعتماد و توكل بر حق
وقت نماز شام درآمد، جوانى ديدم مىآمد نيكو روى جامههاى نيكو پوشيده و بر اين بالا برآمد و پاى بر زمين زد، چشمه آب روان گشت از آن ريگ، اين جوان مرد بدان آب طهارت كرد و پارهاى آب بخورد، بدان محراب باز رفت من نيز برخاستم فراز شدم از آن آب بخوردم، همه تشنگى از من بشد و هم گرسنگى و هم ماندگى از من زايل شد، پس آب دست بكردم و بايستادم و نماز كردن گرفتم چون جوان، از نماز فارغ شدم قصد رفتن كرد، من دست بر وى زدم، گفتم: از بهر خداى تعالى مرا راه بنماى كه من راه گم كردهام، گفت: بيا از پس بر اثر وى برفتم هنوز گامى چند نرفته بودم كه بانگ اشتر شنيدم و روشنايى مشعلهاى ديدم، روى از پس كرد و مرا گفت: كاروان اينك! گفتم: به خداى كه بر نگويى كه تو كيستى؟ گفت: من زين العابدينام ...[١].
و امام على ٧ فرمود:
والله ما قلعت باب خيبر وقذفت به أربعين ذرعا تحس به أعضائى بقوة جسدية ولا حركة غذائية ولكنى أيدت بقوة ملكوتية ونفس بنور ربها مضيئة[٢].
به خدا قسم درب خيبر را بواسطه اعضاو قدرت جسمى و غذايى كه خوردم نكندم و پرتاب نكردم بلكه به قدرت ملكوتى و با نور الهى كمك شدم.
[١] -تحفة المريدين: ٢٤٥.
[٢] -بشارة المصطفى: ١٩١، روضة الواعظين: ١/ ١٢٧؛ الأمالى، شيخ صدوق: ٥١٣، المجلس السابع والسبعون، حديث ١٠.