قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٨ - سرگذشت عاد و ثمود و قوم هود
مىشود. ازطرفى، در خبر صحيحى نيامده است كه آنان بر روى ستون، ساختمان مىساختند، بلكه به گفته اهل تأويل، مقصود از «ذات العماد» بلند قامتى آنان است. برخى نيز گفتهاند كه مراد، عمود خيمههايشان است، اما هيچ يك از مفسران، پايههاى ساختمان را يكى از معانى «عماد» ندانسته است. تفسير قرآن نيز تا جاى ممكن، بر معانى غالب و مشهور حمل مىشود، نه معانى ناشناخته و كمياب.[١]
درباره «إرم» گفته شده است كه شاخهاى از قوم عاد بودهاند و از آنان منشعب شدهاند؛ چنان كه گفته مىشود: «تميم نهشل» (قبيله تميم، شاخه يا تيره نهشل).
طبرى مىگويد:
درستترين نظر نزد من آن است كه ارم نام قبيلهاى از عاد است و به همين سبب، در قرائت مشهور، «عاد» به «ارم» اضافه شده است. نظر قتاده نيز همين است.[٢]
متأخران معتقدند كه عاد از قبايل «آراميه» است، از اين رو آن را عاد ارم گفتهاند. عرب نيز براى بيان كهن بودن چيزى، به آن مثال مىزند.[٣]
لغتشناسان «ارم» را به معناى نشانههايى مىدانند كه از سنگ ساخته مىشود و جمعش «آرام» است.
ابن اثير مىگويد:
«آرام»، به معناى نشانهها، سنگهايى بوده است كه براى راهنمايى، در مسيرهاى صحرايى روى هم انباشته مىشد. مفرد اين واژه، «ارم»، بر وزن «عنب» است. در دوران جاهليت رسم بود كه اگر در راه، چيزى
[١] . جامع البيان فى تفسير القرآن، ج ٣٠، ص ١١٢ و ١١٣.
[٢] . همان.
[٣] . دائرة معارف القرن العشرين، ج ٦، ص ٢٣٢ و ٢٣٣.