قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٦٩ - سد بزرگ مأرب
اعلام كرد. وى به راه خود ادامه داد تا به سمرقند رسيد و آنجا را ويرانه يافت، پس دستور داد آن را بازسازند. در ادامه مسير، به سرزمين پهناورى رسيد و شهر «تبّت» را در آنجا بنا كرد. سپس عازم چين شد و آنجا را به خاك و خون كشيد و جمعى را به اسارت گرفته و خانهها را به آتش كشيد. سپس پيروزمندانه به يمن بازگشت ...
اصمعى روايت مىكند كه بر دروازه سمرقند نقشينهها و نوشتههايى به زبان حميرى است كه حدود آن سرزمين را مشخص مىكند.[١]
ابن خلدون اين گونه ياد كرده است:
شَمَرْ يرعش (٢٧٥- ٣٠٠ م) به دليل ارتعاش و لرزشى كه داشت، به اين اسم ناميده شد. گفته مىشود كه وى به سرزمينهاى عراق، فارس و خراسان پا نهاد و شهرهاى آنجا را گشود و شهر صغد[٢] را كه در آن سوى جيحون بود، ويران ساخت و عجمها آن شهر را «شَمَرْكَنْد» ناميدند؛ يعنى «شمر ويران كرد». او در آنجا، شهرى به نام خود ساخت و عربها آن را به عربى برگرداندند و نامش «سَمَرْقَند» شد. گفته مىشود كه او همان كسى است كه با «قُباد»[٣] شاه ايران جنگيد و او را اسير كرد و همو
[١] . ياقوت اين ماجرا را در معجم البلدان، ج ٣، ص ٢٤٧ و ٢٤٨ درباره شهر سمرقند آورده است. همچنين بنگريد به: العرب قبل الاسلام، ص ١٢٣، ١٤٣ و ١٤٤.
[٢] . منطقهاى پهناور كه مركز آن شهر سمرقند بود. اين منطقه از آبادىهاى به هم پيوستهاى تشكيل شدهاست كه در ميان درختان و بستانها قرار گرفته است. اين منطقه از سمرقند تا بخارا امتداد دارد و از زيباترين و باشكوهترين مناطق جهان است. حموى مىگويد:« آنجا از نيكوترين زمينهاى خداست؛ با درختانى انبوه و رودهايى پر آب كه پرندگان بر شاخساران آن در آوازند»( معجم البلدان، ج ٣، ص ٤٠٩).
[٣] . گويا وى پدر انوشيروان، پادشاه ساسانى است كه ميان سالهاى ٤٨٧ تا ٥٣١ ميلادى، سلطنت كردهاست. او بيش از هشتاد سال، با كاميابى عمر كرد و در طول زندگىاش سرزمينهاى بسيارى را آباد و شهرهاى فراوانى را بنا كرد. او با صلح و صفا حكومت را به فرزندش انوشيروان واگذار كرد( تاريخ ايران، ص ٢٠٥- ٢٠٩).