قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٦٥ - دليل عدم ثبت تاريخى سد به نام كورش
جنايتهاى اشكانيان به مدت پنج قرن ادامه داشت و تا روزگار ساسانيان كه به احياى ميراث كهن همت گماشتند، پيامدهاى سختى را بر جاى گذاشت. بر اثر اين امور، برگهاى تاريخ از آثارى اين چنين ارجمند- كه شايسته جاودانگى بود- خالى ماند. خود ايرانيان نيز از آثار بزرگ كورش و جانشينان او كمتر شناخت داشتند، چه رسد به ديگرانى كه در جزيرة العرب بودند.
اما دليل اينكه كورش در كارنامه خود، ساخت اين سد بزرگ را نياورده، روشن است؛ زيرا دانستيم كه ساخت سد از آخرين كارهاى بزرگ او بود و در ضمن آن سفر، جان خود را از دست داد و اجل او را مهلت نداد تا آن را ثبت كند.
مهمترين دليل بر اجراى عمليات ساخت سد به دست كورش، دليلى است كه استاد خضر در اين باره گفته است:
از خلال گزارشهاى تاريخى ديديم كه قبايل مغول، پيوسته به مناطق آسياى غربى، در طول قرن ششم پيش از ميلاد، هجوم مىآوردند و همه صفحات تاريخ براى ما بازگو مىكند كه ناگاه، روند هجوم اين قبايل وحشى متوقف شده است. انگشت دقت در تاريخ، ما را به دوران حاكميت كورش هخامنشى يا اخمينى، ره مىنمايد.[١] كه پس از جستوجو در تاريخ، چنين شخصيتى را- كه آيه بر آن تطبيق كند- نمىيابيم؛ مگر كورش كبير كه ويژگىهاى ذوالقرنين، بيشتر بر او قابل انطباق است، پس چه بسا او همان ذوالقرنين باشد و البته خداوند بر حقيقت امر آگاهتر است.
[١] . مفاهيم جغرافيّة فى القصصالقرآنى، ص ٣١٢.