قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٦٤ - دليل عدم ثبت تاريخى سد به نام كورش
همآهنگ با رسوم بابليان، اما در معنا و محتوا، تأويلپذير باشد.
دليل عدم ثبت تاريخىِ سد به نام كورش
پرسش ديگر اين بود كه اگر شواهد فراوانى دلالت كند كه كورش همان ذوالقرنين است و او سدى آهنى ساخته است، چرا تاريخنويسان چنين پروژه بزرگى را- كه مىتواند از افتخارات مهم سلسله هخامنشى، به ويژه سر سلسله آنان، كورش باشد- ياد نكردهاند و ايرانيان كه بر افتخارات تاريخيشان تعصب دارند، آن را به زبان نياوردهاند؟ چرا خود كورش نيز آن را در رديف ديگر افتخاراتش نياورده است و عربهايى كه شيفته تاريخ و اسطورههاى فارسيان بودهاند، از آن آگاهى نداشتهاند؟[١]
پاسخ اين پرسش براى آشنايان با تاريخ آن دوران و فراز و نشيبهايى كه آثار به جاى مانده را در معرض نابودى قرار داده است، روشن است. پيشامدهايى كه پس از دوران هخامنشيان در پى هجوم بىامان اسكندر روى داد، به همه نشانههاى دوران با شكوه گذشته آسيب رساند و در صدد محو آنها برآمد. اين ويرانگرىها چندين سال طول كشيد؛ به گونهاى كه آبادانىها و تمدن بزرگان گذشته را به فراموشى سپرد.
در روزگار ساسانيان اقداماتى براى احياى ميراث گذشته صورت گرفت، اما ديگر كار از كار گذشته بود و گذشت زمان، چيزى بر جاى نگذاشته بود. تنها سخنانى پراكنده در زبان مردمان بود كه آن هم دستخوش تحريف شده بود و چيزى جز حقايق واژگون نبود.
جنايتهاى اسكندر و جانشينان او (سلوكيان) حدود يك قرن و پس از آن،
[١] . ذوالقرنين القائد الفاتح والحاكم الصالح، ص ٢٤٣ و ٢٤٤.