قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٤٥ - ترديدهايى درباره كورش بودن ذوالقرنين
دست كورش است. شايد ساخت سد كار، كورش نبوده و او آن را ترميم كرده است؛ همانند كارى كه انوشيروان پساز هزار سال انجام داد. اين ترديد از آنجا سرچشمه مىگيرد كه در تاريخ، از ساختن سد به دست كورش يادى نشده است؛ در حالى كه وى آنقدر دور نبوده است كه تاريخ زندگىاش نامشخص باشد؛ بهويژه چنين كار بزرگى. خود او نيز ساخت سد را در فهرست افتخاراتش نشمرده و حال آنكه امورى كمتر از آن را بر شمرده است.
استاد محمد خير رمضان مىنويسد:
دليلى وجود ندارد كه ساخت سد را به كورش نسبت دهيم. دليل اصلىاى كه به آن استدلال مىكنند، اين است كه قبايل مغول در طول قرن ششم پيش از ميلاد، پيوسته به مناطق آسياى غربى هجوم مىآوردند و در همه برگهاى تاريخ آمده كه ناگاه، يورشهاى اين قبايل بيابانگرد و ددمنش متوقف شده است. با دقت در تاريخ، روشن مىشود كه اين همان زمان ظهور كورش هخامنشى است.
اين، تنها دليلى است كه طرفداران ديدگاه ساخت سد به دست كورش، به آن استناد مىكنند، اما آيا معناى توقف حملات آن است كه كورش سد را بنا كرده است؟
چرا نگوييم كه سد از پيش، ساخته شده بود [و كورش، تنها آن را ترميم كرد؟ به عبارت ديگر ذوالقرنين سد را ساخته بود] اما حوادث طبيعى در كنارههاى آن اثر گذاشت؛ مانند آنكه آبهاى درياى خزر از سواحل، كنار رفت و مهاجمان از ساحلِ بيرون آمده از زير آب، راه نفوذ يافتند، آن گاه در دوران سلطنت كورش، سد ترميم شد و هجوم قبايل وحشى را متوقف كرد.
اين نظير همان حادثهاى است كه در زمان انوشيروان، پس از هزار