قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٤٤ - ترديدهايى درباره كورش بودن ذوالقرنين
سيره سياسى مدارا گرايانه كورش با پيروان اديان گوناگون و حتى بتپرستان است؛ بى آنكه براى برافراشتن پرچم توحيد در زمين، تلاشى نشان دهد. گواه بر اين مطالب، رفتار خاص او با بابلىها و آزاد گذاشتن آنها در اعتقادات پيشينشان است؛ به ويژه آنكه وى خداى بزرگ آنان، «مَرْدُوَك» را محترم شمرد تا آنجا كه در اعلاميهاى كه منتشر كرد، خود را مورد توجه و پسند وى قلمداد كرد. همچنين بتهاى غارت شده از بتپرستان را به آنان بازگرداند و آنها را در معابدى به نام «شادى دل» قرار داد.
استاد محمد خير رمضان در اين باره مىگويد:
اگر اين فرازهاى تاريخ بر چيزى دلالت كند، آن چيز، بتپرستى كورش، بزرگداشت خدايان و آزاد گذاشتن مردم در پرستش چيزهايى است كه آنها را مقدس مىشمردند. براى اثبات اين امر، سخن كورش در اعلاميه عمومىاش، كفايت مىكند. درآنجا مىگويد: «پيكره خدايانى را كه منتقل شده بود، به منزلگاهشان بازگرداندم ... خدايان سومر را كه نبونيد به بابل آورده بود و خداى خدايان را خشمناك ساخته بود، من به خواست مردوك [كه بتى بابلى است] به جايگاه پسنديده خودشان بازگرداندم.»
اين مسئله، سخن تاريخ نگاران را درباره عقيده وى و آزادى دادن به همه اديان، به ويژه بتپرستان، قوت مىبخشد، اما ذوالقرنين قرآن اينگونه نبوده است. او با شرك مبارزه مىكرد و با بتپرستان سرِ سازش نداشت. آنها يا ايمان مىآوردند يا تن به نبرد مىدادند.[١]
جهت ديگرى كه مورد ترديد واقع شده، ساختن سد ياد شده در قرآن، به
[١] . ذوالقرنين القائد الفاتح و الحاكم الصالح، ص ٢٣٦- ٢٣٨.