فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٣٥ - احكام مربوط به جهاد
٥٥- هرگاه كفار زنان، كودكان، ديوانگان و يا اسيران مسلمان را ترس قرار دهند- يعنى آنها را به عنوان سپر جلو خود قرار دهند- چنانچه مسلمين بتوانند از راه ديگرى خود را به كفار برسانند، نبايد آنها- زنان، كودكان و ...- را بكشند؛ مگر در هنگام شدت جنگ كه چارهاى جز كشتن آنها نباشد، و در اين صورت- در حال شدت جنگ- اگر جنگجوى مسلمان، مسلمان اسيرى را كه ترس قرار داده شده است بكشد، قصاص و ديه ندارد؛ ولى بايد كفاره بدهد؛ و در صورتى كه تحرّز- خوددارى- از كشتن افرادى كه ترس قرار داده شدهاند ممكن باشد و جنگجوى مسلمان بدون ضرورت و از روى عمد مسلمان اسيرى را بكشد، قصاص و كفاره- هر دو- بر او واجب مىشود؛ و چنانچه از روى سهو و خطاء مسلمان اسيرى را بكشد، ديه قتل او بر عاقله قاتل و كفاره قتل بر خود او واجب مىشود.
٥٦- اگر كافر حربى از بين مسلمين مبارز بطلبد، و شرط نكند كه كسى از مسلمين حريف او را يارى ننمايد، بر مسلمين جائز است كه مبارز مسلمانى كه حريف اوست را يارى نمايند؛ ولى اگر شرط كند كه كسى از مسلمين حريف او را يارى ننمايد و شرط او پذيرفته شود، وفاء به آن شرط واجب مىباشد؛ البته در اين فرض اگر مبارز مسلمان از دست كافر حربى بگريزد و كافر حربى او را دنبال نمايد، دفع كافر حربى از او جائز است؛ و اما اگر كافر حربى مبارز مسلمان را دنبال نكند، جنگيدن با او جائز نيست.
٥٧- اگر كافر حربى در نبرد شرط كند كه كسى همرزم او را يارى نكند، ولى اصحاب آن كافر او را يارى دهند، چنانچه كافر حربى آنها را منع كند، عهد او باقى است؛ و الا نقض عهد مىشود، و بر همه مسلمين جائز است كه با او و اصحابش نبرد كنند.
٥٨- بر و الى لشكر- اعم از امام معصوم عليه السلام يا شخص ديگر- جائز است كه جُعالة قرار دهد براى كسى كه او را به مصلحتى از مصالح مسلمين راهنمايى كند- مثلًا او را از راههاى پنهانى قلعههاى دشمن و يا وضع درون آنها آگاه سازد- چه آن شخص مسلمان باشد و چه كافر، و لشكر حق اعتراض ندارند، حتى اگر جُعالة از غنيمت جنگى تعيين شده باشد؛ و اگر و الى لشكر جعالة را از مال خود قرار دهد، بايد اندازه و وصف آن را