فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٧٠ - حق اذان گومؤذن
حق معلم (استاد):
٧- معلم- استاد- بر شاگرد خود سيزده حق دارد:
اول: شاگردش او- يعنى معلم- را بزرگ بدارد.
دوم: احترام مجلس او را حفظ كند.
سوم: كاملًا به او توجّه كرده و به گفتارش با دقت گوش دهد.
چهارم: در محضر او صدايش را از صداى او بلندتر نكند.
پنجم: اگر سؤالى از او شد، شاگرد پاسخ ندهد.
ششم: در محضر او با ديگرى سخن نگويد و غيبت كسى را نكند.
هفتم: هرگاه از استاد در محفلى به بدى نام برده شد از او دفاع نمايد.
هشتم: عيوب او را فاش نكند، بلكه خوبيهاى او را بازگو نمايد.
نهم: با دشمنان او هم مجلس و هماهنگ نشود.
دهم: با دوستان او دشمنى نكند.
يازدهم: در مشكلات ياريش نمايد.
دوازدهم: با چشم پوشى از لذّتها و كاستن از شهوتها دل خود را براى دريافت علم پاك و مهيّا سازد.
سيزدهم: بداند كه او در حقيقت پيك و فرستاده استاد به سوى ديگران است، كه آنچه را از استاد آموخته است به ديگران برساند، پس اين رسالت را از سوى استاد به بهترين شكل به آنان برساند.
حق اذان گو (مؤذّن):
٨- حق اذان گو بر مردم آن است كه بدانند او با صداى اذانش خدا را بياد آنها مىآورد، و آنان را به گرفتن بهره از عبادت دعوت مىكند، و از بهترين ياران آنها در انجام فريضهاى است كه خداوند متعال بر آنها واجب فرموده است، پس بايد اين احسان