فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٤١ - دوم - صيغه امان
مزد براى آنها كار مىكند به شرط اينكه امان دادن او در ديار كفر واقع نشود جائز مىباشد. ٧٣- جائز است هر مسلمانى- غير از امام معصوم عليه السلام و فرد منصوب از سوى ايشان- چند كافر- مثلًا ده نفر- را امان دهد؛ اما امان دادن بطور عام به گونهاى كه شامل اهل يك اقليم يا اهل چند شهر بشود بر او جائز نيست؛ و نيز نمىتواند اهل يك قريه يا يك قلعه را كه شامل قومى از مشركين هستند به صورت عام امان دهد؛ ولى الحاق قريه كوچك و قافله كم به آحاد و افراد متّجه است.
واما امام معصوم عليه السلام و فرد منصوب از طرف آن حضرت، هرگونه كه صلاح بدانند مىتوانند امان عام يا امان خاص بدهند؛ بلى، فردى كه بطور محدود از طرف امام معصوم عليه السلام منصوب شده است، نسبت به افرادى كه بيرون از محدوده انتصابى او هستند و بر آنها ولايت ندارد مانند ديگر مسلمين است.
دوم- صيغه امان:
٧٤- صيغه امان با يكى از دو لفظ «أَجَرتُكَ»[١] و «أَمَنْتُكَ»[٢] و يا با هر لفظى كه در حكم اين دو باشد مثل «أَذْمَمْتُكَ»[٣] و «أَنْتَ في ذِمَّةِ الْإِسْلامِ»[٤] واقع مىشود، و نيز اگر امان دهنده چيزى به قصد امان بنويسد كه دال بر امان باشد، خواه نوشته او به لغت عربى باشد يا به لغات ديگر- مثلًا به فارسى بنويسد ترس نداشته باش- اشكال ندارد و امان واقع مىشود، و همچنين است اگر به گونهاى اشاره كند كه از آن امان فهميده شود.
٧٥- هرگاه مسلمان كافرى را امان بدهد، وفاء به آن به هر طريقى كه شرط شده باشد واجب است، به شرط اينكه متضمن شرط نامشروع نباشد.
٧٦- اگر كافر حربى از رفتار يا گفتار مسلمان گمان به امان پيدا كند و به همين سبب
[١] - پناه دادم تو را.
[٢] - امان دادم تو را.
[٣] - تو را به ذمّه اسلام در آوردم.
[٤] - تو در ذمّه اسلام هستى.