فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٧٨ - احكام مربوط به امر به معروف و نهى از منكر
است گناهكارى داراى صفات نفسانيّهاى باشد كه نزد خداى متعال محبوب و پسنديده است هرچند كبائرى هم انجام داده باشد، و نيز ممكن است ناهى از منكر هم صفات نفسانى پليدى داشته باشد كه مورد خشم و غضب خداى سبحان باشد.
١٠٦- شايستهترين و سزاوارترين افراد براى امر به معروف و نهى از منكر كسانى هستند كه كلامشان در نفوس تأثير بسيارى دارد، مخصوصاً علماء دين و رؤساء مذهب- اعلى اللّه كلمتهم- كه خود واجبات و مستحبات را انجام مىدهند، و از محرّمات و مكروهات دورى مىكنند، و متخلِّق به اخلاق انبياء مىباشند، و از اخلاق سفهاء و اهل دنيا منزّهند، و در كردار و رفتار و اخلاق به حدّى بالا هستند كه لائق مقتدا بودن براى مردم مىباشند؛ و بر علماء هم لازم است كه از معيارهاى مذكوره بهرهمند گردند، زيرا اگر- العياذ باللّه- مردم ببينند عالمى كه مدّعى خلافت انبياء و زعامت امت است چيزى مىگويد كه خود به آن عمل نمىكند، عقيده آنان ضعيف و جرأتشان بر گناه زياد مىشود، و به سَلَف صالح سوء ظنّ پيدا مىكنند، پس بر علماء به ويژه رؤساء مذهب است كه از مواضع تهمت دورى نمايند، و اعظم مواضع تهمت تقرّب به سلاطين جور و رؤساء ظَلَمة است؛ و بر امت اسلامى لازم است كه هرگاه به صرف احتمال عالمى را چنين ببيند، فعلش را حمل بر صحّت نمايند؛ و الا در صورت يقين به بروز چنين خطائى بايد از او دورى كرده و او را كنار بزنند، زيرا در حقيقت او غير روحانى است كه لباس روحانى پوشيده، و شيطانى است در لباس علماء (نعوذ باللّه من مثله و من شرّه على الاسلام).
١٠٧- هرگاه ورود بعضى از علماء در بخشى از كارهاى دولتى دولت ناحق، موجب اقامه فريضه يا ريشه كن نمودن منكر شود و محذور اهمّى مانند هتك حيثيّت علم و علماء و تضعيف عقائد افراد ضعيف العقيدة در بين نباشد، ورود به آن بخشها بر آنان واجب كفايى مىباشد؛ ولى اگر ورود ممكن نباشد مگر براى بعضى از آنها كه داراى خصوصياتى هستند، ورود بر آنها واجب عينى مىباشد.
١٠٨- مدرسه يا مؤسسه دينيّهاى كه دولت ستمگر براى ضربه زدن به دين مبين اسلام