فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٤٠ - اول - عاقدامان دهنده
ذِمام (امان دادن)
ذِمام- امان دادن به كفار- با وجود سه چيز صورت مىگيرد: ١- عاقد، ٢- صيغه امان، ٣- وقت امان.
اول- عاقد (امان دهنده):
٧١- عاقد- امان دهنده- بايد داراى سه شرط باشد:
اول: بلوغ، پس امان دادن از مسلمان نابالغ نافذ و جائز نيست.
دوم: عقل، پس امان دادن از مسلمان ديوانه و مسلمانى كه بر اثر نوشيدن شراب يا مصرف داروى بيهوشى يا داروى خوابآور عقلش از بين رفته است نافذ و جائز نيست.
سوم: اختيار، پس امان دادن از مسلمانى كه مختار نيست و به اكراه كافر را امان داده است نافذ و جائز نمىباشد.
٧٢- امان دادن هر مسلمان عاقل و بالغ و مختار- اعم از زن و مرد و حتى برده- به هر يك از كفار جائز است، بلكه اگر مسلمانى كه در دست كفار اسير است بدون اكراه كافر را امان دهد و يا تاجرى كه به سرزمين كفار رفت و آمد مىكند كافر را امان دهد امان دادن او صحيح است، و نيز امان دادن از مسلمانى كه اجير كفار است و در مقابل