فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٤٧ - صلح با كفار
١٠٢- هرگاه صلح بر امر غير مجازى مانند تظاهر به منكرات واقع شود، وفاء به آن واجب نيست.
١٠٣- اگر بعد از صلح، زنى از كفار به مسلمين بپيوندد و اسلام بياورد، برگرداندن او به دار الكفر جائز نيست، و فقط مهريّهاى كه زوجش به او داده است اگر مباح باشد به زوج برگردانده مىشود؛ ولى اگر مباح نباشد مانند خوك و شراب، چيزى از عين يا قيمت آن به زوج ردّ نمىشود.
و همچنين اگر زن كافره پس از صلح به دار الإسلام بيايد و بعد از مسلمان شدن مرتدّ شود، نبايد به دار الكفر برگردانده شود، و حكم مهريّه او نيز به همانگونه است كه گفته شد؛ ولى در اين فرض خود زن حبس مىشود و در موقع نماز بايد تازيانه بخورد تا توبه كند يا مرگش فرا رسد.
١٠٤- زنى كه به دار الإسلام آمده و مسلمان شده است، اگر شوهرش جهت گرفتن مهريّهاى كه به او داده است به دار الإسلام بيايد و پس از مطالبه مهريّه، آن زن فوت كند، مهريّه زن به شوهرش داده مىشود، و اگر شوهر او هم بميرد، مهريّه به ورثه شوهر او داده مىشود؛ ولى اگر پيش از مطالبه مهريّه، زن فوت كند، مهريّه به شوهر او برگردانده نمىشود.
١٠٥- زن كافرهاى كه پس از ورود به دار الإسلام مسلمان شده است، اگر شوهرش او را طلاق بائن دهد، حق ندارد مهريّهاى را كه قبلًا به او داده است مطالبه نمايد، و همچنين است اگر او را طلاق رِجعى دهد؛ مگر اينكه در عدّه طلاق رجعى به او رجوع كند، كه در اين صورت حق دارد مهريّهاى را كه قبلًا به او داده است مطالبه نمايد؛ و اگر خود شوهر در عدّه طلاق رجعى مسلمان شود، در رجوع به زن أحقّ است، و چنانچه قبلًا مهريّه را از آن زن گرفته باشد، بايد به او برگرداند.
١٠٦- مردان كافرى كه اسلام آورده و به دار الإسلام آمدهاند، برگرداندن آنها به بلاد كفر در صورتى جائز است كه آنجا عشيره فراوانى داشته و از فتنه در امان باشند؛ و الّا برگرداندن آنها جائز نمىباشد.