علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٥٣ - نقش غالیان در اشتهار تهمت غلو به جابر جعفی
فرو برده، اسرار خویش را در چاه بازبگوید.[١]و[٢] بعید نیست که این گزارشها نیز از ساختههای غالیان باشد؛[٣] زیرا راویان آنها، افرادی مانند یونس بن ظَبیان، ابوجَمیله مُفَضَّل بن صالح و عَمرو بن شَمِر هستند که همگی از ضعفا و متهمان به غلو و تفویض به شمار میروند.[٤]
البته برخی روایات جابر با آن که در آنها غلو در حد ذات و صفات دیده نمیشود، استعداد سوء استفاده غالیان را داراست؛[٥] هر چند به جهت ضعیف بودن بیشتر راویان او و انتساب روایات ساختگی به وی از سوی غلات، نمیتوان به طور قطع، حکم به صدور این روایات از جابر نمود.[٦] از وی، روایات فراوانی در باره معجزات پیامبر٦ و کرامات امامان: نقل شده است که بسیاری از آنها در میان روایات شیعی، غیر معمول است.[٧]و[٨] جالب آن که زیاد بن ابی الحلال از راویان متقدم برخی روایات جابر را «اعاجیب» نامیده،[٩] ترمذی روایتی از روایات وی را «غریب» دانسته[١٠] و مجلسی نیز پارهای از روایات وی را از «غرائب» دانسته است.[١١] از عبد الرحمن بن شَریک نخعی منقول است که نزد پدرم ده هزار حدیث غریب از جابر جعفی است.[١٢]و[١٣]
اشتهار جابر جعفی به غلو
میزان مسئولیت واقعی جابر در مورد روایات باطنی گرا و غلو آمیز منسوب به او هر اندازه بوده
[١]. تحف العقول، ص٢٨٤ - ٢٨٧.
[٢]. رجال الکشی، ص١٩١ - ١٩٢؛ معجم الثقات و ترتیب الطبقات، ص٢٥.
[٣]. برای فهرست مشایخ جابر، ر.ک: تهذیب الکمال، ج٤، ص٤٦٦.
[٤]. برای فهرست راویان احادیث وی ر.ک: همان، ج٤، ص٤٦٦ - ٤٦٧؛ جامع الرواة، ج١، ص١٤٤ - ١٤٦.
[٥]. موسوعة طبقات الفقهاء، ج١، ص٣٠٧.
[٦]. تاریخ الاسلام، ج٨، ص٥٩؛ الوافی بالوفیات، ج١١، ص٢٥.
[٧]. موسوعة طبقات الفقهاء، ج١، ص٣٠٧.
[٨]. Modarressi، Tradition and Survival...، ١، pp.٨٦ – ٨٧.
[٩]. احتمالاً امام باقر٧ او را به توجه در بطون آیات و روایات تشویق و ترغیب کرده است؛ بنا بر روایت برقی، روزی جابر
از تفسیر آیهای از امام باقر٧ پرسش نموده و امام٧ به او پاسخ داده و پس از مدتی بار دیگر، از همان آیه پرسش نموده و جواب دیگری شنیده است. وقتی جابر علت این اختلاف را از امام٧ جویا شد، امام٧ به او فرمود: «قرآن باطنی دارد و باطن آن نیز باطنی دارد و قرآن ظاهری دارد و آن ظاهر، ظاهر دیگری دارد. هیچ چیز دورتر از خرد آدمیان در تفسیر قرآن نیست...».
در روایتی دیگر از اصل جعفر بن محمد بن شریح حضرمی، امام باقر٧ به جابر فرموده است: «حدیث ما دشوار و دشوار شده (صعب مستصعب) است. ایمان نمیآورد بدان مگر فرشته مقرب یا نبی مرسل یا بندهای که خداوند قلبش را به ایمان امتحان کرده است. اگر آن را فهمیدید، بپذیرید و اگر نفهمیدید آن را به ما واگذار کنید»؛ ر.ک: اصل الحضرمی، در: الاصول ستة عشر، ص٦٠ - ٦١؛ المحاسن، ج٢، ص٣٠٠؛ رجال الکشی، ص١٩٣ - ١٩٤؛ در باره حدیث دشوار بودن فهم کلام آل محمد٦، ر.ک: بصائر الدرجات، ص٤٠ - ٤٥؛ بحار الانوار، ج٢، ص١٨٢ - ٢١٢؛ این گونه احادیث مورد سوء استفاده غالیان قرار گرفته است. ر.ک: مجموع الاعیاد، ص٥؛ ام الکتاب، ص١.
[١٠]. برای نمونه ر.ک: تفسیر العیاشی، ج١، ص٤٩، ٥٠.
[١١]. See.Jafri، The Origins and Early Development of Shi'a Islam، p.٣٠٢ – ٣٠٣.
[١٢]. ر.ک: بحوث فی علم الاصول، ج١، ص٢٨٥؛ و نیز:
Modarressi، Tradition and Survival...، ١، p.٨٩.
[١٣]. ر.ک: کمال الدین، ص٢٥٣؛ رجال الکشی، ص١٩٢ - ١٩٤؛ اختصاص، ص٢٧١ - ٢٧٢.