علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٦٥ - منابع غیر مستقیم فن رجال؛ گونهها و کاربردها از نگاه علامه شوشتری در قاموس الرجال
شوشتری در شرح دیدگاه ابن غضایری در جرح راویان، همواره سعی میکند تا با تحلیل محتوای روایات راویان، به درستی ارزیابی ابن غضایری از او صحه بگذارد. وی در نقد سخن برخی از متأخران که گفتهاند به دلیل این که ابن غضایری بزرگان را نقد کرده، کتابش اعتباری ندارد، به گردآوری، بررسی و تحلیل روایات کسانی که ابن غضایری آنها را جرح کرده، پرداخته و نشان داده است که آرای او در ارزیابی راویان درست هستند.
... مع ان الذی وجدنا بالسبر فی الذین وقفنا علی كتبهم ممن طعن فیهم ككتاب استغاثة علی ابن احمد كوفی و كتابتفسیر محمد ابن القاسم الاسترآبادی و كذلك كتاب الحسن ابن عباس ابن حریش علی نقل الکافی تسعة من اخباره فی باب شأن «انا انزلنا» ان الامر كما ذكر...[١]
ج. نقد و بررسی منابع مستقیم رجالی با توجه به حدیث راوی؛ سومین کاربرد منابع غیر مستقیم رجالی و به طور خاص تحلیل محتوای روایت راوی نقد محتوای کتب رجالی (منابع مستقیم) است. به عبارت دیگر، از این منابع میتوان به عنوان معیاری در ارزیابی و نقد منابع مستقیم بهره برد.
یکی از مسائل مطرح در ارزیابی رجال، «امامی یا عامی» بودن راوی است. و یکی از راههای اثبات و نفی هر یک، توجه به روایات ایشان است؛ برای مثال، نجاشی در شرح حال «منبة بن عبدالله ابی الجوزاء» احادیث او را صحیح دانسته [٢]و علامه حلی نیز به دنبال نجاشی، در الخلاصة او را توثیق کرده است.[٣] شوشتری این رأی نجاشی و علامه را با گردآوری روایات او و تحلیل محتوای آنها رد میکند؛ زیرا بیشتر احادیث منبه مخالف مذهب امامیه است. بخشی از اخبار او که مخالف امامیهاند، از این قرارند:
خبره فی حرمة المتعة، خبره فی سقوط الغسل عن الشهید اذا مات فی الغد، خبره فی سقوط الكراء عمن جاز بالدابة الوقت و هلكت و خبره فی سقوط اجل الصداق بالدخول و خبره فی كون الرضعة الواحدة موجبة لنشر الحرمة و ...[٤]
از مصادیق این روش میتوان به بررسی عنوان کتب راویان اشاره کرد. شوشتری برای ارزیابی رجال حدیث به عنوان کتب آن راوی توجه دارد؛ برای مثال، در شرح عنوان «احمد بن محمد بن سعید»، معروف به ابن عقده، سخنی از الفهرست و رجال الطوسی و رجال النجاشی آورده است که گفتهاند ابن عقده زیدی و جارودی است.[٥] شوشتری در بررسی گفتار شیخ طوسی و نجاشی، در
[١]. قاموس الرجال، ج٦، ص٤٢١- ٤٢٢.
[٢]. الکافی، ج١، ص٤٩٤.
[٣]. قاموس الرجال، ج١، ص٢٣٥. البته شوشتری اصل وجود چنین راوی را مشکوک میداند.
[٤]. همان، ج١١، ص١٥٠-١٦١.
[٥]. رجال النجاشی، ص٣٤٨.