علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٤٥ - بررسی و تحلیل احادیث شیعه در باره قضا شدن نماز صبح پیامبر
درست نخواهد بود؛ زیرا خودش را از این خطاب بیرون کرده؛ در حالی که طبق فرض، نماز خودش هم قضا شده است! پس در مضمون خود این روایات هم تناقض وجود دارد. ضمناً از پاسخ بلال به پیامبر٦ یا باید بپذیریم جوابش به آن حضرت یک نوع بی ادبی بوده که با توجه به سابقه و فضایل بلال، پذیرش چنین امری از او بسیار مشکل است و یا باید العیاذ بالله بپذیریم که سؤال آن حضرت در غیر موردش بوده، که چنین چیزی قطعاً محال است.
ایراد دیگری که در مضمون این دو روایت خودنمایی میکند، این است که طبق مفاد آنها پیامبری که نماز شب هم بر او واجب بوده، آیا به خاطر بیداری برای نماز صبح خود محتاج یکی از همراهان خود بوده است؟! به تعبیر دیگر، لازم میآید که یک انسان معصوم، آن هم با آن همه تقرب و غرق بودن در یاد خدا، برای انجام عبادت خود نیازمند یک انسان معمولی غیر معصوم باشد! آیا این قابل قبول است؟ اصلاً این چه نوع تقربی بوده که با وجود آن همه سفارش خداوند به بیداری در بخشی از شب برای اقامه نماز شب، حتی برای نماز صبح خود نیز نیاز داشته دیگران او را بیدار کنند؟!
٣. اگر بپذیریم که نماز صبح آن حضرت قضا شده، باید بپذیریم که نماز شبش نیز قضا شده است؛ زیرا نمیتوان قبول کرد که حضرت برای نماز شب بیدار شده و بعد از ساعاتی راز و نیاز با
خدا و پیش از اقامه نماز صبح خوابیده و بدین سبب، نمازش قضاشده باشد. این در حالی است که روایات یاد شده تنها به قضای نماز صبح آن حضرت اشاره کرده و ذکری از نماز شب _ که بر ایشان واجب بوده _ به میان نیاوردهاند! مگر نه این است که اهمیت نماز شب برای آن حضرت مثل سایر نمازهای یومیه بوده است؟ پس چرا هیچ اشارهای به آن نشده است؟ آیا این ترجیح بلامرجح نیست؟
٤. در برخی روایات چنین آمده که حضرت رسول٦ فرموده است:
تنام عینای و لا ینام قلبی؛[١]
چشمانم به خواب میرود، ولی قلبم نمیخوابد.
اکنون این پرسش مطرح میشود که پیامبری که قلبش خواب نمیرود، چگونه میتوان پذیرفت که برای خواندن نماز، خواب مانده باشد؟
٥. پیامبری که خداوند در قرآن به وی میفرماید:
إِنَّ رَبَّكَ یَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنی مِنْ ثُلُثَیِ اللَّیْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طائِفَةٌ مِنَ الَّذینَ مَعَك؛[٢]
[١]. نهایة التقریر، ج٣، ص١٤١.
[٢]. الانوار الالهیة، ص٥١؛ صراط النجاة، ج٥، ص٢٨٧.