موسوعة الإمام الخميني 47 (سرّ الصلوة) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥ - فصل دوم وصف نماز سالك و ولىّ كامل
كاملى كه سير را به آخر رسانده و به غاية القصواى عروج كمالى و معراج روحى معنوى رسيده و قدم به محفل انس قاب قوسين نهاده؛ زيرا كه سالك مادامى كه در سلوك و سير الى اللَّه است نمازش بُراق عروج و رفْرَف وصول است، و پس از وصول، نمازش نقشه تجلّيات و صورت مشاهدات جمال محبوب است، بدون آنكه إعمال رويّهاى در تركيب آن شود؛ بلكه از قبيل سرايت حكم غيب به شهادت و ظهور آثار باطن به ظاهر است؛ چنانچه محقّقين از فلاسفه در خصوص تدبير عالم عقلى نسبت به عالم مُلك- با آنكه عالى را توجّه به سافل نيست- فرمودند: تدبيرات آنها از اين عالم، تدبير تبعىِ استجرارى است [١]؛ بلكه نزد اصحاب قلوب و ارباب معرفت، اين تدبيرات، نُسُك الهيّه تابعه تجلّيات اسمائيه و صفاتيه و ذاتيه است. بالجمله، مستغرقان در مشاهده جمال جميل را تجلّيات غيبيّهاى حاصل شود، كه حركات شوقيهاى در سرّ قلب آنها حاصل آيد، كه از آن اهتزازات سرّيه قلبيه آثارى در مُلك آنها حاصل شود، كه آن آثار به مناسبت كيفيت تجلّيات، مطابق با يكى از مناسك و عبادات است؛ و با آنكه توجّه استقلالى به كيفيت هيچيك از آنها ندارند هيچ جزئى يا شرطى از آداب صوريه آن تغيير نكند و كم و زياد نگردد و بر خلاف مقرّرات شرعيه نگردد؛ چنانچه رسول ختمى صلّى اللَّه عليه و آله در نماز معراج به واسطه رؤيت انوار عظمت و تجلّى ذاتى غيبى سجده نمود و غشوهها براى او دست داد؛ چنانچه پس از اين اشارهاى به آن مىنماييم [٢].
و مثَل اين جذبه روحى و فناى كلى، مثَل حال عاشق مجذوب و حركات
[١] ر. ك: الحكمة المتعالية، ج ٢، ص ٢٦٤.
[٢] ر. ك: صفحه ١٣٩- ١٤١.