موسوعة الإمام الخميني 47 (سرّ الصلوة) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤٧ - مفاد و اشارات اذكار تشهد و سلام
پس رجوع سالك است به خود و طلب سلامت است براى خود و بندگان صالح حق در رجوع از اين سفر پرخطر: وَ السَّلامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَ يَوْمَ أَمُوتُ وَ يَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا [١]. و اين سلام يوم المبعث و رجوع از موت حقيقى است؛ و پس از آن، توجه به جميع ملائكة اللَّه و انبياء مرسلين و قواى ملكوتيه، كه در اين سفر همراه او بودند، نمايد و سلامت آنها را از حق تعالى تقاضا كند در اين رجوع از سفر روحانى؛ چنانچه در حديث صلات معراج اشاره به آن فرموده آنجا كه فرمايد:
«ثُمَّ الّتَفَتَ، فَإذَا أنَا بِصُفُوفٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ وَالنَّبِيّينَ وَالْمُرْسَلِينَ، فَقالَ لِي: يا مُحَمَّدُ، سَلِّمْ.
فَقُلْتُ: السَّلامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللَّه وَبَرَكاتُهُ. فَقالَ: يَا مُحَمَّدُ، إنّي أنا السَّلامُ، وَالتَّحِيَّةُ وَالرَّحْمَةُ وَالْبَركاتُ أنْتَ وَذُرّيّتُكَ؛ ثُمَّ أمَرَني رَبّيَ الْعَزِيزُ الْجَبّار أنْ لا الْتَفِتَ يَساراً» [٢].
و شايد امرِ حق تعالى و عزّ وجلّ به عدم التفات به يسار اشاره به عدم توجّه به جنبه «يلى الخلقى» و جهات باطله مظلمه اشياء باشد؛ و بايد سالك توجه تامّ به جهات يمناى اشياء كه جهات نوريه ربّيه است داشته باشد؛ «وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها» [٣].
و حقيقت سلامت در اين سفر معراجى، عبارت است از آنكه سالك از قدم
[١] «سلام بر من روزى كه زاده شدم و روزى كه مىميرم و روزى كه زنده برانگيختهمىشوم». (مريم (١٩): ٣٣)
[٢] «... آنگاه روى گرداندم ناگاه با صفهايى از ملائكه و پيامبران و مرسلين مواجه شدم؛ پس به من فرمود:" اى محمد، سلام كن". گفتم:" السلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته". پس فرمود:" اى محمد، همانا منم سلام، و درود و رحمت و بركاتْ تو و ذريهات هستيد". آنگاه پروردگار عزيز جبّارم امر فرمود تا به سوى چپ روى نگردانم». (علل الشرائع، ص ٣١٦، حديث ١)
[٣] «و زمين به نور پروردگارش روشن گرديد». (الزمر (٣٩): ٦٩)