اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٧٤ - درس هشتم رابطه خشيّت و علم
يا در آيه معراج (سُبْحانَ الَّذى أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذى بارَكْنا حَوْلَه) [١] اين عبوديت است كه وسيلهاى براى به معراج رفتن رسول خدا ٦ و نيل آن حضرت به اين مرحله و منصب بزرگ شده است.
سپس با اينكه در اين آيه شريفه كلمه «عباده» را با آن عظمتِ معنا به كار برده است؛ عباد را به دو قسم عالِم و غيرعالِم تقسيم مىكند و با كلمه «إِنَّما» مىفرمايد: خشيت از خداوند تبارك و تعالى منحصر به عبادى است كه عالم هستند [٢].
سؤال قابل تأمل اين است كه باتوجه به اينكه «العلماء» جمع محلّى به الف و لام بوده و افاده عموم مىكند در اين آيه، آيا علما مطلق بوده و عموميت دارد؟
آيا يك جنبه عمومى در علما است و هرگونه عالمى در مقابل هر جاهلى مراد است و هرجا يك علم و عالم در مقابل يك جهل و جاهل پيدا شود، مشمول اين آيه هست؟ يا اينكه تناسب حكم و موضوع و استعمال كلمه عالم در لسان متكلّم خاصّ، قرينه است براى اينكه منظور، يك علم خاصّ و مخصوصى است؟
آيا قرآن مىگويد: كسى كه مثلًا علم داروسازى يا علم بنّايى را مىداند، مشمول آيه (إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ) هست؟! اگر كسى در ساختن يك ابزار
[١]. پاك و منزّه است خدايى كه بنده و عبدش را در يك شب، از مسجد الحرام به مسجد الاقصى كه گرداگردش را پربركت ساختهايم برد. (إسراء، آيه ١)
[٢]. عن أميرالمومنين (ع): أَعْلَمُ النَّاسِ بِاللَّهِ أَكْثَرُهُمْ خَشْيَهً لَهُ. (تصنيف غررالحكم و دررالكلم، ص: ٦٣) داناترين مردم به خداوند كسى است كه خشيت و بيم او از خداوند بيشتر باشد.
- عن أميرالمومنين (ع) سَبَبُ الْخَشْيَهِ الْعِلْمُ. (همان) علم سبب خشيت از خداى متعال است.
- عن أميرالمومنين (ع): إِذَا زَادَ عِلْمُ الرَّجُلِ زَادَ أَدَبُهُ وَ تَضَاعَفَتْ خَشْيَتُه. (همان) هرگاه علم مرد زياد شود ادب او زياد مىشود، و ترس او از پروردگارش دو چندان مىگردد.
- عن أميرالمومنين (ع): الْزَمِ الْإِخْلَاصَ فِى السِّرِّ وَالْعَلَانِيَهِ وَ الْخَشْيَهَ فِى الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَهِ وَالْقَصْدَ فِى الْفَقْرِ وَ الْغِنَى وَ الْعَدْلَ فِى الرِّضَا وَ السَّخَط. (تصنيف غررالحكم ودررالكلم، ١٩٧) ملازم اخلاص باش، در نهان و آشكار، و ملازم خشيت و بيم باش در ظاهر و باطن، و ملازم ميانهروى باش در تنگدستى و توانگرى و ملازم عدالتگسترى باش در خشنودى و خشم.