اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٤٠ - درس هفدهم عاقل كيست؟
وقتى زندگى افراد و شخصيتها را- چه شخصيتهاى ارزنده و مورد احترام و قابل تقديس و چه افرادى كه عمرى را به عيش و نوش و در مسايل مادى گذراندهاند- بررسى مىكنيم، دو ديدگاه براى ما بوجود مىآيد:
با ملاحظه مجموعه زندگى انسان شايسته اى كه عمرخود را در تقوا، پاكى، طهارت، خدمت به خلق، تبليغ، ترويج تأليف، تدريس و خدمت به اسلام و مسلمانان صرف كرده، مىگوييم: عجب انسان عاقلى بوده است!
اما اگر شخصى به خاطر عدم تهذيب نفس، عمر محدود خود را در لذتهاى مادى زودگذر- كه هركدام از آنها با ناراحتىهايى نيز همراه است- سپرى كرد، مىگوييم: عجب انسان بى توجّهى بوده است، به جاى اينكه عمرش را در مسايل معنوى صرف كند و خودش را وقف خدمت به اسلام و مسلمانان كند، با روى آوردن به دنيا بدون اينكه به هدف مورد نظرش رسيده و لذّت مورد انتظارش را برده باشد بار سنگين بسيارى از گناهان را به دوش كشيده است.
بنابراين طبيعت عقل، اقتضا مىكند كه انسان نفس خود را تهذيب كند و دچار انحرافات و گرفتار مسايل مادى نشود و خودش را بالاتر از اين امور بداند. [١] بالأخره روزگار سپرى شده و زندگى به آخر مىرسد. از نظر زندگى دنيوى نمىتوان ميان كسانى كه غرق در شهوات و لذّات بودهاند و كسانى كه با قناعت و تهذيب نفس زندگى كردهاند فرق زيادى قائل شد؛ اما در پايان زندگى و ماحَصَل عمر، ميان اين دو گروه هزاران فرسنگ فاصله وجود دارد. [٢]
در حقيقت اين روايت اميرالمؤمنين (ع) مؤيّد همان روايت معروف است كه راوى از حضرت امام صادق (ع) سوال مىكند كه «عقل» چيست؟ حضرت مىفرمايد:
[١]. رُوِى أَنَّ النَّبِى عليه و آله السلام: قِيلَ لَهُ مَا الْعَقْلُ؟ قَالَ: الْعَمَلُ بِطَاعَهِ اللَّهِ وَ إِنَّ الْعُمَّالَ بِطَاعَهِ اللَّهِ هُمُ الْعُقَلَاء. (بحار الأنوار، ج ١، باب ٤، ص ١٣١) از رسول گرامى اسلام (ص) پرسيدند: عقل چيست؟ حضرت فرمود: عمل به طاعت و فرمان خداوند. محقّقاً عملكنندگان بهطاعت و فرمان خداى متعال همان عقلا و خردمندانند.
[٢]. (أَفَمَن كانَ مُؤْمِنًا كَمَن كانَ فَاسِقًا لَّا يَسْتَوُن). (سجده: آيه ١٨) با اين حال، آيا كسانى كه مؤمناند مانند كسانى هستند كه فاسقاند؟ [نه هرگز اين دو گروه] مساوى و يكسان نيستند.