اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٠٩ - درس سيزدهم عيب جويى
ابرقدرتها- به ويژه آمريكا- به يقين مىدانند كه نهاد مقدس روحانيّت تشيّع، منشأ آن رسوايى مفتضحانه و ضربه اى است كه از اين انقلاب اسلامى خورده اند؛ به همين دليل اگر آنان خداى ناكرده بار ديگر بر كشور ما مسلط شوند انتقام خواهند گرفت [١] و نخواهند گذاشت كه تا صدها سال ديگر، زمينهاى براى فعاليّت روحانيت فراهم شود.
يك روز جناب آقاى فلسفى در مدرسه فيضيه منبر رفت و جمله حقى را به تناسب بيان كرد كه: اگر آمريكا خداى ناكرده، اين بار برما مسلط شود و انقلاب ما را بكوبد، بدانيد كه تا صدها سال اجازه نخواهد دادكه حتى يك نفر ملبّس به لباس روحانيت باقى بماند. اگر انقلاب از بين برود، عمامه براى صدها سال از بين رفته است. ديگر يك مظهر از مظاهر اسلام را باقى نخواهد گذاشت. [٢] حتى همان ظواهر
[١]. قَالَ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ (ع): فَقِيهٌ وَاحِدٌ يُنْقِذُ يَتِيماً مِنْ أَيْتَامِنَا الْمُنْقَطِعِينَ عَنَّا وَ عَنْ مُشَاهَدَتِنَا بِتَعْلِيمِ مَا هُوَ مُحْتَاجٌ إِلَيْهِ أَشَدُّ عَلَى إِبْلِيسَ مِنْ أَلْفِ عَابِدٍ لِأَنَّ الْعَابِدَ هَمُّهُ ذَاتُ نَفْسِهِ فَقَطْ وَ هَذَا هَمُّهُ مَعَ ذَاتِ نَفْسِهِ ذَاتُ عِبَادِ اللَّهِ وَ إِمَائِهِ لِيُنْقِذَهُمْ مِنْ يَدِ إِبْلِيسَ وَ مَرَدَتِهِ فَذَلِكَ هُوَ أَفْضَلُ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ أَلْفِ أَلْفِ عَابِدٍ وَ أَلْفِ أَلْفِ عَابِدَه. (بحار الأنوار، ج ٢، باب ٨، ص ١) يك فقيه و داناى به احكام شرعيّه كه يتيمى از ايتام ما (آل محمّد صلوات اللَّه عليهم) را كه از ما و از ديدن ما جدا شدهاند نجات داده و رهايى بخشد به تعليم و ياد دادن آنچه را آن يتيم به آن نيازمند است سختتر است بر شيطان از هزار عبادتكننده؛ زيرا عبادتكننده همّت و قصدش خودش است و بس، و اين فقيه همّت و خواستهاش هم خود او است و هم بندگان و كنيزان خداوند (مردها و زنها) كه ايشان را از دست شيطان و ارادتمندان و كارگردانان او نجات داده و رهايى بخشد، پس آن فقيه نزد خداوند از هزار هزار مرد عبادتكننده و از هزار هزار زن عبادتكننده افضل و برتر است.
[٢]. (وَ لَنْ تَرْضى عَنْكَ الْيَهُودُ وَ لَا النَّصارى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ الَّذى جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِى وَ لا نَصير). (بقره، آيه ١٢٠) دشمن، به كم راضى نيست. فقط با سقوط كامل و محو مكتب و متلاشى شدن اهداف شما راضى مىشود. «لَنْ تَرْضى عَنْكَ» پيروى از تمايلات و هوسهاى مردم، منجر به قطع الطاف الهى مىشود. و اين هر دو با هم جمع نمىشود، پس يا لطف خداوند يا هوسهاى مردم: (ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِى وَ لا نَصِيرٍ).