اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٨ - درس چهارم حبّ و بغض
كه در قرآن خداوند درباره فرزندان بشر، به «يَهَبُ» تعبير مىكند:
(يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ إِناثاً وَ يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ الذُّكُورَأَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْراناً وَ إِناثاً) [١] خداوند متعال به هر شخص كه بخواهد دختر مىبخشد و به هركس بخواهد پسر، يا اگر بخواهد پسر و دختر هر دو را براى آنان جمع مىكند.
بنابراين فرزند هديهاى است كه خداى متعال به انسان داده است و ما هم آن را چون از موهبتهاى خداوند هستند دوست داشته باشيم. گاهى ما براى اين اضافهها و نسبتها خيلى ارزش قائل هستيم، مانند تربت مقدس حضرت اباعبدالله الحسين (ع)- كه بايد براى آن ارزش قائل شويم-؛ چرا كه به حضرت نسبت دارد، اين خاك سرزمينى است كه بنيانگذار مكتب شهادت در آن بوده است، خاكش هم ارزش دارد، بايد هم ارزش داشته باشد. [٢] اگر انسان از كسى
[١]. شورى، آيه ٤٩ و ٥٠.
[٢]. عَنْ أَبِىعَبْدِاللَّهِ (ع): مَنْ أَرَادَ اللَّهُ بِهِ الْخَيْرَ قَذَفَ فِى قَلْبِهِ حُبَّ الْحُسَيْنِ (ع) وَ حُبَّ زِيَارَتِهِ وَ مَنْ أَرَادَ اللَّهُ بِهِ السُّوءَ قَذَفَ فِى قَلْبِهِ بُغْضَ الْحُسَيْنِ وَ بُغْضَ زِيَارَتِه. (كامل الزيارات، ص ١٤٢) كسى كه خداوند خير او را اراده كرده باشد در قلبش محبّت امام حسين (ع) را قرار داده و در دلش محبت زيارت آن جناب را مىاندازد و كسى كه خداوند بدى را براى او بخواهد در قلبش بغض امام حسين (ع) را قرار داده و در دلش بغض زيارت آن حضرت را مىاندازد.
- عَنْ أَبِىبَكَّارٍ قَالَ أَخَذْتُ مِنَ التُّرْبَهِ الَّتِى عِنْدَ رَأْسِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِىٍّ ٨ فَإِنَّهَا طِينَهٌ حَمْرَاءُ فَدَخَلْتُ عَلَى الرِّضَا (ع) فَعَرَضْتُهَا عَلَيْهِ فَأَخَذَهَا فِى كَفِّهِ ثُمَّ شَمَّهَا ثُمَّ بَكَى حَتَّى جَرَتْ دُمُوعُهُ ثُمَّ قَالَ: «هَذِهِ تُرْبَهُ جَدِّى». (كامل الزيارات، ص ٢٨٣) ابىبكار مىگويد: از تربتى كه بالاى سر قبر حضرت حسين بن على ٨ بود مقدارى برداشتم، اين تربت سرخ رنگ بود؛ پس بر حضرت رضا (ع) وارد شده و آن را به حضرت عرضه داشتم. آن جناب تربت را در كف دستشان نهاده و بوييدند؛ سپس چنان گريستند كه اشكهاى مباركشان جارى شد، سپس فرمودند: اين تربت جدم مىباشد.
- قَالَ النَّبِىُّ (ص): مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ شَهِيداً أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ مَغْفُوراً أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ تَائِباً أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ مُؤْمِناً مُسْتَكْمِلَ الْإِيمَانِ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ بَشَّرَهُ مَلَكُ الْمَوْتِ بِالْجَنَّهِ ثُمَّ مُنْكَرٌ وَ نَكِيرٌ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ فُتِحَ لَهُ فِى قَبْرِهِ بَابَانِ إِلَى الْجَنَّهِ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ جَعَلَ اللَّهُ قَبْرَهُ مَزَارَ مَلَائِكَهِ الرَّحْمَهِ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ عَلَى السُّنَّهِ وَ الْجَمَاعَهِ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى بُغْضِ آلِ مُحَمَّدٍ جَاءَ يَوْمَ الْقِيَامَهِ مَكْتُوبٌ بَيْنَ عَيْنَيْهِ آيِسٌ مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى بُغْضِ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ كَافِراً أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى بُغْضِ آلِ مُحَمَّدٍ لَمْ يَشَمَّ رَائِحَهَ الْجَنَّه. (بحار الأنوار، ج ٢٣، باب ١٣، ص ٢٢٨) هر كه بر حبّ آل محمد بميرد شهيد مرده است ... آمرزيده مرده است ... توبه كار مرده است ... مؤمنِ كامل الايمان مرده است ... او را ملك الموت و بعد از آن منكر و نكير به بهشت مژده مىدهند ... براى او در قبرش دو در به سوى بهشت گشاده شود ... خداوند قبر او را مزار فرشتگان رحمت گرداند ... بر سنّت و جماعت مرده است و آگاه باش! هر كه بر بغض آل محمد يعنى بر دشمنى آل محمّد بميرد در روز قيامت حاضر شود در حالى كه در ميان دو چشم او نوشته باشد كه: از رحمت خدا نا اميد است ... كافر مرده است ... بوى بهشت را نشنود.