اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٥٤ - درس سى و ششم مصلحت در بيان احكام
وقتى زمان رسول خدا (ص) را از فاصل بعثت تا زمان رحلت ايشان (٢٣ سال) ملاحظه مىكنيم، مىبينيم چنين نبود كه تا حضرت مبعوث شد، مجموع احكام اسلام را به صورت يك قانون مدوّن و لازمالاجرا در همان روز اول براى مسلمانان بيان كرده باشد، حتّى بعضى از احكام در سال آخر مطرح شد؛ مانند حجّ تمتّع كه در
إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ، وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِى هِى أَحْسَنُ). مرحله بعد كنارهگيرى از معاشرت و سخن گفتن با كفار: خداوند متعال به مؤمنان دستور داد در دين و رفتار خود از كافران كناره گيرى كنند و در تشكيل مجتمع اسلامى كفار را جزو خود ندانند و دين هيچ كس ديگر را كه معتقد به توحيد نيست با دين خود مخلوط نسازند و عمل هيچ غير مسلمان را- البته اگر معصيت يا رذيلهاى از رذائل اخلاقى باشد- با اعمال خود مخلوط نكنند مگر آن مقدارى را كه ضرورت زندگى آن را ايجاب كند (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّى وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ، تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّهِ، وَ قَدْ كَفَرُوا بِما جاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ ...)، و (لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِى الدِّينِ، وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ، أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ)، (إِنَّما يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قاتَلُوكُمْ فِى الدِّينِ وَ أَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ وَ ظاهَرُوا عَلى إِخْراجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ)؛ هان اى كسانى كه ايمان آوردهايد! دشمن خدا و دشمن خود را دوست خود مگيريد، آيا دست دوستى به آنان مىدهيد با اينكه نسبت به دين حقى كه براى شما آمده كفر مىورزند؟ ... خداى تعالى شما را از اين عمل نهى نمىكند كه نسبت به كسانى كه كافر نيستند ولى نه با شما قتال كردند و نه شما را از ديارتان بيرون نمودند، خوبى كنيد و به عدالت رفتار نماييد، خداى تعالى عدالتپيشگان را دوست مىدارد، تنها شما را از اين عمل نهى مىكند كه نسبت به كفارى كه با شما قتال كردند و از ديارتان بيرونتان كردند و در بيرون كردن شما يكديگر را كمك كردند، دوستى كنيد و از شما هر كس آنان را دوست بدارد، خود او نيز ستمكار است. (سوره ممتحنه، آيه ١- ٩) و آيات قرآنى در معناى تبرّى و كنارهگيرى از دشمنان دين بسيار است كه در واقع معناى تبرّى و كيفيت و خصوصيت آن را بيان مىكند.
مرحله سوم جهاد و توسل به زور- كه همان جهاد اسلامى است- اين سه مرحله يكى از خصايص دين اسلامى و از افتخارات آن است و مرتبه اول كه همان دعوت زبانى بود لازمه دو مرحله ديگر و مرحله دوم كه كنارهگيرى بود لازمه مرحله سوم است، همچنان كه مىبينيم سيره و رفتار رسول خدا (ص) در هر جنگى، اول دعوت و موعظه به زبان بود و اين دستورى بود كه خداى تعالى به او داد: (فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ آذَنْتُكُمْ عَلى سَواءٍ)؛ اگر روى گرداندند بگو: من به طور عادلانه به شما اعلام مىكنم. (سوره انبيا، آيه ١٠٩) و يكى از سخنان بسيار نادرست تهمتى است كه به اسلام زدهاند و گفتهاند: اسلام دين زور و شمشير است، نه دين دعوت. با اينكه قرآن كريم و سيره رسول خدا (ص) و تاريخ به مراحل سهگانه دعوت اسلام، شهادت مىدهد و آن را روشن مىكند. (ترجمه الميزان، ج ٤، ص ٢٤٧)