اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٥٢ - درس سى و ششم مصلحت در بيان احكام
در روز اوّل به همان «قولوا لا اله الا الله تفلحوا» كه مربوط به نفى صلاحيّت بتها براى عبادت و همچنين انحصار اين صلاحيت در خداوند تبارك وتعالى است، بسنده شده است و هر زمانى مصلحت اقتضا مىكرد كه حكمى نازل و اجرا شود، در آن زمان حكم مىآمده است. [١]
[١]. رسول خدا (ص) براى تمامى بشر مبعوث بود، بدون اينكه دينش انحصارى و دعوتش به قوم يا به مكان و زمان معينى اختصاص داشته باشد. دليل اين عموميت، آيات قرآن مانند اين آيه است كه مىفرمايد: (قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّى رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً الَّذِى لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ). بگو: اى مردم! من فرستاده خدا به سوى همگى شما هستم، خدايى كه فرمانروايى آسمانها و زمين از آن او است. (اعراف، آيه ١٥٨) خداى سبحان به ايشان دستور مىدهد براى اينكه زير بار سنگين رسالت از پاى در نيايند، طريق رفق و مدارا را پيش بگيرد و به تدريج به سوى هدف قدم بر دارد تا هم دعوتش و هم دين خدا كه به سويش دعوت مىكند بهتر پيش برود و هم مردمى كه آنان را دعوت مىكند پذيراتر شوند. به همين دليل پيامبر گرامى اسلام (ص) راه رفق و مدارا و تدريج را در پيش گرفت. براى اين حقيقت، در سيره رسول خدا (ص) و ائمه طاهرين: مظاهر بسيارى ديده مىشود و پروردگارش نيز او را به همين روش دستور داده است. ايشان اين دستور را از سه جهت صادر فرموده اند:
اول؛ از جهت معارف حقيقى و قوانين تشريع شده: مسأله زدودن عقايد باطل يك ملت و جايگزين كردن عقايد حقه در ميان آنان، از دشوارترين كارها است، مخصوصاً وقتى آن عقايد باطل در اخلاق و اعمال آنان ريشه دوانده و عادات و رسومى بر آن عقايد مستقر شده باشد و مردم- نسل در نسل- قرنها داراى اخلاق، اعمال، عادات و رسومى باشند كه همه از عقايدى باطل منشأ گرفته باشد، خصوصا زمانى كه دعوت دين، عمومى باشد و بخواهد در تمامى شئون زندگى آن ملت بروز كند وآنقدر فراگير باشد كه همه حركات و سكنات ظاهر و باطن، شب و روز، فقير و غنى افراد جامعه را بدون استثنا فرا گيرد، همچنان كه دعوت اسلام چنين است و معلوم است كه تصور ايجاد چنين انقلابى در آنان چقدر دهشت آور است!
دوم؛ از جهت اعمال: انس و عادت بشر به رفتار خود و نيازش به آن، زيادتر و مقدم بر اعتقادات او است، علاوه بر اينكه عمل براى او محسوستر است و چنانچه عقايد و اعمالش رو به روى يكديگر قرار گيرند، اگر اعمالش با شهواتش مطابق باشد، عمل را بر عقايد مقدم مىدارد؛ مثلًا فلان زناى لذتبخش را و هر چند با عقايدش سازگار نباشد- مرتكب مىشود، به همين جهت است كه مىبينيم دين اسلام در همان روزهاى اول همه عقايد حقه را يك جا پيشنهاد كرد و هيچ ترسى به خود راه نداد؛ ولى قوانين و شرايع مربوط به اعمال را يكجا بيان نكرد، بلكه در طول بيست و سه سال نزول وحى، به تدريج بيان فرمود. دشوارى اين امر و مشقت آن در اعمال بيشتر از اعتقادات است.
به عنوان مثال، تحريم مىگسارى توسط شارع مقدس اسلام تدريجى بوده است: مردم به خاطر