اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٠٣ - درس بيست و نهم حافظ راست گفتار در نقل حديث و جمع قرآن
روايت، همان منسوخ را بيان مىكردند.
يا اينكه مثلًا دليل عامّى را از نبى اكرم (ص) مىشنيدند، خوب هم حفظ مىكردند؛ ولى بدون اينكه بدانند اين عامّ مخصّصاتى داشته بدون كم و زياد آنرا نقل مىكنند؛ چرا كه آنان مخصّصات را از رسول اكرم (ص) نشنيده بودند تا آنرا نقل كنند.
اشكال اين گروه اين بود كه در تمامى اوقات كه رسول خدا (ص) معارف و احكام را بيان مىفرمود، در محضر ايشان حاضر نبودند.
طايفه چهارم: حافظان راست گفتار
اميرمؤمنان على (ع) عنوان اين گروه را به صورت عام نقل مىكند؛ ولى از قسمت آخر روايت معلوم مىشود كه مصداق منحصر به فرد آن عنوان، خودِ حضرت است.
حافظ راستگفتار كسى است كه تحفّظ كامل دارد، منافق نيست، تمامى احكام و ناسخ و منسوخ، محكم و متشابه، عام و خاصّ را به همان كيفيّتى كه از رسول اكرم (ص) شنيده، بيان كرده است.
سپس اميرالمؤمنين (ع) مىفرمايد: برنامه اى كه من در تمامى ايّام با رسول خدا (ص) داشتم اين بود كه روز و شب با حضرت ملاقات خصوصى داشتم. تمام اصحاب از اين مطلب خبر داشتند و مىدانستند كه ايشان اين امتياز را فقط براى من قرار داده و احدى از آنان داراى چنين مزيّتى نبود. ترتيب ملاقات ما هم به اين كيفيت بود كه اكثراً من به خانه رسول خدا (ص) مىرفتم و وقتى وارد مىشدم ديگر هيچ يك از همسران پيامبر (ص) حق نشستن در آن جلسه را نداشت و مىبايست از جلسه خارج مىشد و گاهى از اوقات هم اين ملاقات در منزل ما واقع مىشد و رسول اكرم (ص) به منزل ما تشريف مىآوردند؛ در حالى كه زهراى مرضيهسلام الله تعالى عليها و حسنين (ع) در مجلس شركت داشتند و هيچ گونه منعى براى شركت در اين جلسه نداشتند.
مطالبى كه در اين جلسات مطرح مىشد اين بود كه حضرت هر آيه اى را كه نازل شده بود براى من قرآن قرائت مىكرد و بعد املا مىكردند و من تمام خصوصيات مربوط به آن آيه را مىنوشتم. علاوه بر آن، سؤالاتى را مطرح مىكردم و ايشان پاسخ مىدادند و اگر سؤالاتم تمام مىشد، خود ايشان مطالبى را طرح مىكردند.