اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٥٠ - درس نوزدهم زهد
اين افراد مىپندارند زاهد مانند كسى است كه سر سفره نشسته؛ ولى غذا نمىخورد؛ يعنى خودش را از غذاى آماده محروم مىكند و در مقابل، شخص حريص ده برابر زاهد از آن سفره بهره مىبرد؛ ولى اين يك محاسبه اشتباه و باطلى است؛ زيرا انسان هر چه زهد بورزد، كمتر از آن مقدارى كه خداوند تقسيم كرده، از اين دنيا بهره نمىبرد بلكه همان مقدار مقدّر نصيبش خواهد شد.
اگر خداوند متعال براى او مقدّر كرده كه مثلًا زندگى متوسطى داشته باشد، هرچه زهد بورزد، نمىتواند كمتر از آنچه مقدّر است براى خود ايجاد كند و در مقابل، اگر خداوند زندگى متوسطى را براى شخص حريص مقدركرده باشد، هر چه او حرص بورزد و تلاش و كوشش كند نمىتواند به بالاتر از آن مقدارِ مقدّر برسد. [١]
[١]. قَال الرِّضَا (ع): ... رَبِّ الْعالَمِينَ مَالِكُهُمْ وَ خَالِقُهُمْ وَ سَائِقُ أَرْزَاقِهِمْ إِلَيْهِمْ مِنْ حَيْثُ هُمْ يَعْلَمُونَ وَ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ وَ الرِّزْقُ مَقْسُومٌ وَ هُوَ يَأْتِى ابْنَ آدَمَ عَلَى أَى سِيرَهٍ سَارَهَا مِنَ الدُّنْيَا لَيْسَ تَقْوَى مُتَّقٍ بِزَائِدِهِ وَ لَا فُجُورُ فَاجِرٍ بِنَاقِصِهِ وَ بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُ سِتْرٌ وَ هُوَ طَالِبُهُ وَ لَوْ أَنَّ أَحَدَكُمْ يَفِرُّ مِنْ رِزْقِهِ لَطَلَبَهُ رِزْقُهُ كَمَا يَطْلُبُهُ الْمَوْت. (علل الشرائع، ج ٢، ص ٤١٦) ربّ العالمين يعنى مالك و خالق عالميان، كسى است كه ارزاقشان را به طريقى كه خود مىدانند و نيز از طريقى كه خود متوجّه نمىشوند به سويشان سوق مىدهد، رزق و روزى بندگان بينشان تقسيم شده است و تمام انسانها از آن بهرهمند هستند و فرقى نمىكند كه انسان در زندگى چه روشى داشته باشد. نه تقواى افراد متّقى و پرهيزكار روزىشان را زياد مىكند و نه فسق و فجور افراد نابكار و معصيتكار موجب نقصان در رزقشان مىگردد. ميان انسان و رزقش حجاب و پردهاى است و او در پى روزى خويش است. اگر كسى از شما بخواهد از رزقش فرار كند، رزق و روزى به دنبالش خواهد آمد، همانگونه كه مرگ به دنبالش خواهد آمد.
- قال الامام المجتبى (ع): إِنَّ الرِّزْقَ مَقْسُومٌ وَ اسْتِعْمَالَ الْحِرْصِ اسْتِعْمَالُ الْمَأْثَم. (تحف العقول، ص ٢٣٣) رزق و روزى تقسيم شده است و زيادهجويى گناه است.
- عَنْ أَبِىعَبْدِاللَّهِ (ع): إِنَّ مِنَ الْيَقِينِ أَنْ لَاتُرْضُوا النَّاسَ بِسَخَطِ اللَّهِ وَ لَا تَلُومُوهُمْ عَلَى مَا لَمْ يُؤْتِكُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَإِنَّ الرِّزْقَ لَا يَسُوقُهُ حِرْصُ حَرِيصٍ وَ لَا يَرُدُّهُ كُرْهُ كَارِهٍ وَ لَوْ أَنَّ أَحَدَكُمْ فَرَّ مِنْ رِزْقِهِ كَمَا يَفِرُّ مِنَ الْمَوْتِ لَأَدْرَكَهُ كَمَا يُدْرِكُهُ الْمَوْت. (بحار الأنوار، ج ٦٧، باب ٥٢، ص: ١٣٠) يكى از آثار يقين اين است كه با عملى كه موجب خشم خدا است رضايت و خشنودى مردم را به خود جلب نكنى و اگر خداوند متعال از روى حكمت و مصلحت چيزى را به تو نداده است ديگران را ملامت و توبيخ نكنى كه حرص و ولع، موجب رزق و گشايش در زندگى نخواهد شد و بىتفاوت بودن و نخواستن، علت نرسيدن روزى نمىشود و اگر كسى بخواهد- همانگونه كه از مرگ فرار مىكند- از روزى خود فرار كند بهطور قطع روزى او خواهد رسيد همچنان كه مرگش قطعاً مىرسد.
يعنى رزقى كه براى انسان مقدر شده رسيدنش احتياج به حرص و ولع ندارد، همان كوشش مختصر و انجام وظيفهاى كه خداوند دستور داده كافى است و اگر كسى هم از لحاظ كم بودن و ناچيز شمردن اين مقدار و يا از لحاظ زهد و پشت پا زدن به دنيا احساس كراهت و بىميلى كند يا كسى از لحاظ حسد و رشك بخواهد مانع رسيدن آن شود نمىتواند او را باز گرداند.