اخلاق فاضل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٤٦ - درس هجدهم رابطه علم و عمل با نفس
بايد مراقب بود.
جدّاً دلبستگى به اين دنيا چه ارزشى دارد؟! آيا بهتر نيست كه به معنويّات توجه كنيم، به جايى توجه كنيم كه عاقبت همه ما به آنجا منتهى مىشود. ببينيد در طول اين چند سال چه بزرگانى را با آن همه شخصيت و موقعيتى كه از نظر دنيايى و كمالات معنوى پيدا كردند از دست داديم. آنان با يك عمر زحمت و تلاش وكسب علم و تقوا به مراتبى از فضيلت و مقامات معنوى رسيدند و با دست پر از اين دنيا رفتند، ما نيز بايد سعى كنيم كه به هنگام رفتن دست خالى نباشيم. هركس خود را بهتر از ديگران مىشناسد و موقعيّت خود را به خوبى درك مىكند، (بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصيرَهٌ) [١] در مواقعى كه تنها مىشود و درباره خود مىانديشد، بايد توجه كند كه تا چه حدّى پيش رفته است. بنابراين، نبايد خوشبينى و حسن ظنِّ ديگران او را فريب دهد. نبايد با آن ديدى كه مردم، طبق لطف الهى و وظيفه شرعى با حسن ظن به او نظاره مىكنند به خودش نگاه كند. احترامى كه مردم به انسان مىگذارند، دستبوسىها، تجليلها و تكريمها، واقعيّات را عوض نمىكند. [٢] اگر
خداى ناكرده
[١]. بلكه انسان خودش از وضع خود آگاه است. (قيامت، آيه ١٤)
عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَاسِينَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ (ع) يَقُولُ: مَا يَنْفَعُ الْعَبْدَ يُظْهِرُ حَسَناً وَ يُسِرُّ سَيِّئاً أَ لَيْسَ إِذَا رَجَعَ إِلَى نَفْسِهِ عَلِمَ أَنَّهُ لَيْسَ كَذَلِكَ وَ اللَّهُ تَعَالَى يَقُولُ: (بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَهٌ). إِنَّ السَّرِيرَهَ إِذَا صَلَحَتْ قَوِيَتِ الْعَلَانِيَه. (أمالى المفيد، ص ٢١٤، المجلس الرابع و العشرون) محمد بن ياسين مىگويد: از امام صادق (ع) شنيدم فرمود: اين كه انسان كار نيك خود را ظاهر و آشكار مىسازد [و آن عمل را به مردم نشان مىدهد] و عمل زشت و بد خويش را پنهان مىكند چه سودى براى او دارد؟ در حالى كه خداى متعال مىفرمايد: بلكه انسان بر نفس خويش آگاه و بينا است (و از قصد و نيت خود مطلع است) همانا هر گاه باطن از معايب سالم و نيت خالص باشد ظاهر اعمال هم قوى و سالم از عيب خواهد بود.
[٢]. عن ابى عبدالله (ع): يا هِشَامُ؛ لَوْ كَانَ فِى يَدِكَ جَوْزَهٌ وَ قَالَ النَّاسُ: لُؤْلُؤَهٌ مَا كَانَ يَنْفَعُكَ وَ أَنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهَا جَوْزَهٌ وَ لَوْ كَانَ فِى يَدِكَ لُؤْلُؤَهٌ وَ قَالَ النَّاسُ: إِنَّهَا جَوْزَهٌ مَا ضَرَّكَ وَ أَنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهَا لُؤْلُؤَه. (بحار الأنوار، ج ١، باب ٤، ص ١٣٦) اى هشام! اگر در دست تو گردويى باشد و مردم بگويند: مرواريد است به تو نفع و سودى نمىرساند در حالى كه مىدانى آن گردو است و اگر در دستت مرواريد باشد و مردم بگويند: گردو است، ضرر و زيانى به تو نمىرسد در حالى كه مىدانى آن مرواريد است (خلاصه، عاقل به مدح و ستودن مردم مغرور نشده، فريب نمىخورد، و به ثنا و ستايش ايشان افتخار نمىكند؛ زيرا مدح و ثناى آنان در بيشتر مواقع از روى حقيقت و درستى نبوده و نيست).