فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٧ - بررسى و نقد كتاب «اصول الفقه المقارن فيما لانص فيه» خالد غفورى
آنگاه اضافه كرده است:
اين اتفاق نظر مرا بر آن داشت تا در مورد آنها به بحث پرداخته و آنها را خاتمه بحث اين كتاب قرار دهم. (١)
اولاً: بدون شك اتفاق نظر شيعه و سنى بر يك مبحث، مىتواند توجيه كننده، بلكه مرجّحى بر تقديم آن بر ديگر مباحث باشد.
ثانياً: وجهى ندارد كه اين دليل از ديگر ادله جدا شود، مؤلف برخى ديگر از ادله مورد اتفاق شيعه و سنى مانند برائت و استصحاب را در اصل بحث آورده است، جا داشت در اين مورد نيز چنين مىشد.
٤. انتظار مىرود كه در اين گونه كتابها آراى معروف و مشهور دو مكتب منعكس شود، در حالى كه مىبينيم گاه نويسنده آراى اصولى خاص خود را طرح كرده است.
٥. نويسنده گاه وارد مناقشات و تصفيه حسابهاى علمى با برخى آرا شده است، در حالى كه كتاب براى طرح اين گونه مناقشات تأليف نشده است، از اين رو مىبينيم كه در اين مناقشات به همه جوانب موضوع پرداخته نشده و تقريباً به صورت ناقص مطرح شدهاند، از جمله:
ـ مناقشه نويسنده با محقق خراسانى در تقسيم ثنايى وى از حالات مكلف در برابر حكم شرعى.
ـ مناقشه نويسنده در تعيين مجارى اصول عمليه برائت و احتياط. (٢)
ـ مناقشه وى باشهيد صدر در نظريه حق الطاعة. (٣)
(١) اصول الفقه المقارن فيما لانص فيه، ص ٢٩٦.
(٢) همان، ص٤١.
(٣) همان، ص٥٣ ـ ٥٦.