فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٥ - بررسى و نقد كتاب «اصول الفقه المقارن فيما لانص فيه» خالد غفورى
محور اول: ملاحظات كلى
١. شايسته، بلكه ضرورى بود كه نويسنده قبل از ورود به بحث، موضوع كتاب را براى خواننده بيان مىكرد و اين براى هر تحقيق و پژوهش علمى، هر چند موضوعش روشن باشد، لازم است. روش علماى ما همواره اين بوده است كه كتابهايشان را با عنوان «تحرير محل بحث»، آغاز كرده، آن گاه به بيان نظريات و آراى مختلف مىپرداختهاند. اما ملاحظه مىكنيم كه نويسنده ارجمند كتاب، قبل از بيان موضوع مسأله به بيان ديدگاهها مىپردازد، در حالى كه وى در مقدمه به بيان مطالب نه گانهاى پرداخته كه اهميتشان از بيان موضوع مسأله بيشتر نيست. به چند دليل لازم بود در ابتدا موضوع بحث، بيان مىشد:اولاً: موضوع اين كتاب فى نفسه پيچيدگى و غموض دارد؛ زيرا عنوان «مالا نص فيه» در سطح اصطلاحات متداول اصولى نيست، بلكه گاهى به معناى لغوى و عرفى عام استعمال شده و معناى اصطلاحى معينى نزد اصوليون ندارد و همين موجب شده كه در معناى آن اختلاف نظر پيش آيد و برخى تفسيرى بسيار وسيع و برخى تفسيرى محدودتر از آن بكنند.
ثانياً: تعيين موضوع، در ساختار مباحث از نظر گستردگى و محدوديت و كيفيت ورود و خروج به بحث تأثير دارد.
ثالثاً: بيان موضوع بحث بر هدف اساسى كتاب كه مطالعه تطبيقى دو مكتب اصولى اماميه و اهل سنت است، تأثير فراوان دارد. تا دقيقاً روشن نشود كه مراد از «مالانص فيه» چيست، اين مقايسه تمام نخواهد بود و بحث به نتيجه روشنى نخواهد رسيد.
با اين بيان روشن شدكه اين اشكال به آغاز كتاب منحصر نمىشود تا بتوان از آن چشم پوشيد يا با اضافه كردن بخشى توضيحى، آن را برطرف كرد، بلكه همه كتاب را در بر مىگيرد.